leniently

[ایالات متحده]/'li:njəntli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای ملایم و رحیمانه

عبارات و ترکیب‌ها

deal leniently with

با ملایمت رفتار کردن

جملات نمونه

Considering the signs he showed of genuine repentance,we shall deal leniently with him.

با توجه به نشانه‌هایی که از توبه واقعی نشان داد، با او با مهربانی رفتار خواهیم کرد.

The teacher graded the exam leniently.

معلم امتحان را با رویکردی ملایم تصحیح کرد.

She was punished leniently for being late.

او به دلیل دیر رسیدن با رویکردی ملایم مجازات شد.

The judge sentenced the first-time offender leniently.

قاضی مجرم را برای اولین بار با رویکردی ملایم محکوم کرد.

He was treated leniently due to his circumstances.

او به دلیل شرایطش با رویکردی ملایم رفتار شد.

The company enforces its policies leniently.

شرکت سیاست‌های خود را با رویکردی ملایم اجرا می‌کند.

The manager dealt with the mistake leniently.

مدیر با رویکردی ملایم با اشتباه برخورد کرد.

She forgave him leniently for his actions.

او به دلیل رفتارهای او با رویکردی ملایم او را بخشید.

The coach handled the player's absence leniently.

مربی با رویکردی ملایم با غیبت بازیکن برخورد کرد.

The principal resolved the conflict leniently.

مدیر مدرسه با رویکردی ملایم مناقشه را حل کرد.

The company policy allows for leniently flexible working hours.

سیاست شرکت اجازه می‌دهد تا ساعات کاری به طور ملایم انعطاف‌پذیر باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید