hated you
نفرت داشتم از شما
hated him
نفرت داشتم از او
hated her
نفرت داشتم از او
hated them
نفرت داشتم از آنها
hated it
نفرت داشتم از آن
hated life
نفرت داشتم از زندگی
hated school
نفرت داشتم از مدرسه
hated work
نفرت داشتم از کار
hated change
نفرت داشتم از تغییر
hated myself
نفرت داشتم از خودم
she hated waking up early for work.
او از بیدار شدن زود برای کار متنفر بود.
he hated the way people treated him.
او از نحوه رفتار مردم با او متنفر بود.
they hated losing the game.
آنها از باختن بازی متنفر بودند.
i hated the cold weather last winter.
من از هوای سرد زمستان گذشته متنفر بودم.
she hated the taste of broccoli.
او از طعم بروکلی متنفر بود.
he hated being late for meetings.
او از دیر رسیدن به جلسات متنفر بود.
they hated the noise from the construction site.
آنها از صدای محل ساخت و ساز متنفر بودند.
i hated the movie we watched last night.
من از فیلمی که شب گذشته تماشا کردیم متنفر بودم.
she hated the idea of moving to a new city.
او از ایده نقل مکان به یک شهر جدید متنفر بود.
he hated how much time it took to commute.
او از اینکه رفت و آمد چقدر طول می کشید متنفر بود.
hated you
نفرت داشتم از شما
hated him
نفرت داشتم از او
hated her
نفرت داشتم از او
hated them
نفرت داشتم از آنها
hated it
نفرت داشتم از آن
hated life
نفرت داشتم از زندگی
hated school
نفرت داشتم از مدرسه
hated work
نفرت داشتم از کار
hated change
نفرت داشتم از تغییر
hated myself
نفرت داشتم از خودم
she hated waking up early for work.
او از بیدار شدن زود برای کار متنفر بود.
he hated the way people treated him.
او از نحوه رفتار مردم با او متنفر بود.
they hated losing the game.
آنها از باختن بازی متنفر بودند.
i hated the cold weather last winter.
من از هوای سرد زمستان گذشته متنفر بودم.
she hated the taste of broccoli.
او از طعم بروکلی متنفر بود.
he hated being late for meetings.
او از دیر رسیدن به جلسات متنفر بود.
they hated the noise from the construction site.
آنها از صدای محل ساخت و ساز متنفر بودند.
i hated the movie we watched last night.
من از فیلمی که شب گذشته تماشا کردیم متنفر بودم.
she hated the idea of moving to a new city.
او از ایده نقل مکان به یک شهر جدید متنفر بود.
he hated how much time it took to commute.
او از اینکه رفت و آمد چقدر طول می کشید متنفر بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید