she eats choosily when the menu is unfamiliar.
او با دقت و گزینشی غذا میخورد وقتی منو آشنا نباشد.
he shops choosily for a winter coat, comparing every detail.
او با دقت و گزینشی برای خرید یک کت زمستانی، تمام جزئیات را مقایسه میکند.
they travel choosily, picking flights with the shortest layovers.
آنها با دقت و گزینشی سفر میکنند، پروازهایی را با کوتاهترین توقفها انتخاب میکنند.
i browse choosily online, filtering reviews and return policies.
من به دقت و گزینشی به صورت آنلاین گشت و گذار میکنم، نظرات و سیاستهای بازگشت را فیلتر میکنم.
she hires choosily, focusing on attitude as much as experience.
او با دقت و گزینشی استخدام میکند، به اندازه تجربه روی نگرش تمرکز میکند.
he reads choosily, skipping books that feel repetitive.
او با دقت و گزینشی کتاب میخواند، از کتابهایی که تکراری به نظر میرسند میگذرد.
we pack choosily for the hike, taking only what we truly need.
ما با دقت و گزینشی برای پیادهروی وسایل را بستهبندی میکنیم، فقط آنچه واقعاً نیاز داریم را میبریم.
the toddler nibbles choosily, refusing anything green.
کودک خردسال با دقت و گزینشی لقمه میگیرد و هر چیزی که سبز باشد را رد میکند.
she dates choosily, looking for honesty and kindness.
او با دقت و گزینشی قرار میگذارد، به دنبال صداقت و مهربانی میگردد.
he invests choosily, sticking to companies with steady profits.
او با دقت و گزینشی سرمایهگذاری میکند، به شرکتهایی با سود ثابت پایبند میماند.
they speak choosily in meetings, choosing words that avoid confusion.
آنها با دقت و گزینشی در جلسات صحبت میکنند، کلماتی را انتخاب میکنند که از سردرگمی جلوگیری کند.
i decorate choosily, keeping the room calm and uncluttered.
من با دقت و گزینشی تزئین میکنم، اتاق را آرام و بینظم نگه میدارم.
she eats choosily when the menu is unfamiliar.
او با دقت و گزینشی غذا میخورد وقتی منو آشنا نباشد.
he shops choosily for a winter coat, comparing every detail.
او با دقت و گزینشی برای خرید یک کت زمستانی، تمام جزئیات را مقایسه میکند.
they travel choosily, picking flights with the shortest layovers.
آنها با دقت و گزینشی سفر میکنند، پروازهایی را با کوتاهترین توقفها انتخاب میکنند.
i browse choosily online, filtering reviews and return policies.
من به دقت و گزینشی به صورت آنلاین گشت و گذار میکنم، نظرات و سیاستهای بازگشت را فیلتر میکنم.
she hires choosily, focusing on attitude as much as experience.
او با دقت و گزینشی استخدام میکند، به اندازه تجربه روی نگرش تمرکز میکند.
he reads choosily, skipping books that feel repetitive.
او با دقت و گزینشی کتاب میخواند، از کتابهایی که تکراری به نظر میرسند میگذرد.
we pack choosily for the hike, taking only what we truly need.
ما با دقت و گزینشی برای پیادهروی وسایل را بستهبندی میکنیم، فقط آنچه واقعاً نیاز داریم را میبریم.
the toddler nibbles choosily, refusing anything green.
کودک خردسال با دقت و گزینشی لقمه میگیرد و هر چیزی که سبز باشد را رد میکند.
she dates choosily, looking for honesty and kindness.
او با دقت و گزینشی قرار میگذارد، به دنبال صداقت و مهربانی میگردد.
he invests choosily, sticking to companies with steady profits.
او با دقت و گزینشی سرمایهگذاری میکند، به شرکتهایی با سود ثابت پایبند میماند.
they speak choosily in meetings, choosing words that avoid confusion.
آنها با دقت و گزینشی در جلسات صحبت میکنند، کلماتی را انتخاب میکنند که از سردرگمی جلوگیری کند.
i decorate choosily, keeping the room calm and uncluttered.
من با دقت و گزینشی تزئین میکنم، اتاق را آرام و بینظم نگه میدارم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید