fastidious

[ایالات متحده]/fæˈstɪdiəs/
[بریتانیا]/fæˈstɪdiəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طور بیش از حد خاص یا خواستار; به طور بیش از حد خاص در سلیقه یا استانداردها
adv. به طور بیش از حد خاص یا خواستار; به شیوه ای به طور بیش از حد خاص یا خواستار
n. بودن به طور بیش از حد خاص یا خواستار; بودن به طور بیش از حد خاص در سلیقه یا استانداردها

جملات نمونه

a fastidious taste in literature

سلیقه‌ی سخت‌گیرانه در ادبیات

the child seemed fastidious about getting her fingers sticky or dirty.

کودک به گرفتن انگشتان چسبناک یا کثیف بسیار سخت‌گیر بود.

She is very fastidious about cleanliness.

او در مورد نظافت بسیار سخت‌گیر است.

He is a fastidious eater and only eats organic food.

او یک فرد سخت‌گیر در غذا خوردن است و فقط غذاهای ارگانیک می‌خورد.

The designer is known for being fastidious about every detail.

طراح به خاطر سخت‌گیری در مورد هر جزئیات شناخته شده است.

Her fastidious nature makes her a great editor.

طبع سخت‌گیرانه‌اش او را به یک ویراستار عالی تبدیل می‌کند.

The chef is fastidious about the quality of ingredients.

سرآشپز در مورد کیفیت مواد اولیه بسیار سخت‌گیر است.

He is fastidious in his choice of words.

او در انتخاب کلمات خود بسیار سخت‌گیر است.

The fastidious cat refused to eat the generic cat food.

گربه‌ی سخت‌گیر از خوردن غذای گربه‌ای معمولی امتناع کرد.

She has a fastidious eye for fashion and always looks impeccably dressed.

او چشم دقیقی برای مد دارد و همیشه با ظاهری بی‌نقص به نظر می‌رسد.

The fastidious customer returned the product because it had a small scratch.

مشتری سخت‌گیر محصول را به دلیل داشتن خراشی کوچک پس داد.

His fastidious attention to detail ensures that his work is always of the highest quality.

توجه دقیق او به جزئیات تضمین می‌کند که کارش همیشه با بالاترین کیفیت باشد.

نمونه‌های واقعی

" To be sure. He is... fastidious, shall we say" ?

«برای اطمینان. او... بسیار دقیق، اجازه دهید بگوییم؟»

منبع: A Song of Ice and Fire: A Storm of Ice and Rain (Bilingual)

Decliners are fastidious folk, they won't touch a door knob without sanitising it, let alone shake hands.

کسانی که منکرند، آدم‌های بسیار دقیق هستند، بدون ضدعفونی کردن دستگیره در به آن دست نمی‌زنند، چه رسد به دست دادن.

منبع: Listening Digest

How was it that a man so exact and fastidious could have made this error of a day?

چگونه ممکن بود مردی آنقدر دقیق و سخت‌گیر، مرتکب چنین اشتباهی در یک روز شود؟

منبع: Around the World in Eighty Days

" I am not fastidious, " Solomin said calmly.

«من سخت‌گیر نیستم،» سولامین با خونسردی گفت.

منبع: Virgin Land (Part 1)

" Is Mr. Rochester an exacting, fastidious sort of man" ?

«آیا آقای روچستر از آن نوع آدم‌های دقیق و سخت‌گیر است؟»

منبع: Jane Eyre (Original Version)

All in all, I was a picture of fastidious care.

در کل، من تصویری از مراقبت‌های بسیار دقیق بودم.

منبع: American Life Podcast

The man was very rich, but at the same time he was a fastidious faultfinder.

آن مرد بسیار ثروتمند بود، اما در عین حال، یک ایرادگیر بسیار دقیق بود.

منبع: Pan Pan

Let the high and mighty celebrate their greatness with fastidious etiquette. Let them even copy the rest of Europe if they must.

بگذارید افراد بزرگ و قدرتمند عظمت خود را با آداب و رسوم بسیار دقیق جشن بگیرند. حتی اگر لازم باشد، از بقیه اروپا تقلید کنند.

منبع: The Power of Art - Rembrandt Harmenszoon van Rijn

Dragons are notoriously fastidious and their inability to deal with the mess could force them to bring rain and wash the pool clean.

اژدهاها به طور مشهور بسیار دقیق هستند و ناتوانی آنها در مقابله با آشفتگی ممکن است آنها را مجبور به آوردن باران و تمیز کردن استخر کند.

منبع: Crash Course Comprehensive Edition

" You're so terribly fastidious, Godmother, " said Arthur, " I'm afraid I should never satisfy you with my choice" .

منبع: Adam Bede (Volume 3)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید