churchman

[ایالات متحده]/'tʃɜːtʃmən/
[بریتانیا]/'tʃɝtʃmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کشیش، مبلغ
Word Forms
جمعchurchmen

جملات نمونه

a churchman who has dedicated his life to fighting racism.

یک کشیش‌مرد که زندگی خود را وقف مبارزه با نژادپرستی کرده است.

He is a respected churchman in the community.

او یک کشیش‌مرد مورد احترام در جامعه است.

The churchman delivered a powerful sermon on forgiveness.

کشیش‌مرد یک سخنرانی قدرتمند در مورد بخشش ایراد کرد.

As a churchman, he is devoted to serving his congregation.

به عنوان یک کشیش‌مرد، او وقف خدمت به جماعت خود است.

The churchman led the congregation in prayer.

کشیش‌مرد جماعت را در نماز هدایت کرد.

The churchman offered words of comfort to the grieving family.

کشیش‌مرد کلمات دلداری به خانواده داغدار گفت.

The churchman's teachings have inspired many people.

آموزه‌های کشیش‌مرد الهام‌بخش بسیاری از مردم شده است.

The churchman's compassion and kindness touched the hearts of many.

همدردی و مهربانی کشیش‌مرد قلب بسیاری را لمس کرد.

The churchman presided over the wedding ceremony.

کشیش‌مرد بر سر آیین ازدواج نظارت داشت.

The churchman's faith is unwavering.

ایمان کشیش‌مرد سست‌جوش نیست.

The churchman's wisdom and guidance are valued by the community.

خرد و راهنمایی کشیش‌مرد در جامعه مورد احترام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید