circumvent

[ایالات متحده]/ˌsɜːkəmˈvent/
[بریتانیا]/ˌsɜːrkəmˈvent/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. راهی پیدا کردن برای اجتناب یا غلبه بر چیزی
Word Forms
زمان گذشتهcircumvented
شکل سوم شخص مفردcircumvents
قسمت سوم فعلcircumvented
صفت یا فعل حال استمراریcircumventing
جمعcircumvents

جملات نمونه

to circumvent the laws

برای دور زدن قوانین

The king tried to circumvent his enemies.

شاه سعی کرد دشمنان خود را دور بزند.

he's circumvented her with some of his stories.

او با برخی از داستان‌هایش او را دور زده است.

She planned a way to circumvent all the bureaucratic red tape.

او برنامه‌ای برای دور زدن تمام کاغذبازی‌های اداری داشت.

Ships were registered abroad to circumvent employment and safety regulation.

کشتی‌ها برای دور زدن مقررات استخدام و ایمنی در خارج از کشور ثبت نام شدند.

They opened an office abroad in order to circumvent the tax laws.

آنها برای دور زدن قوانین مالیاتی یک دفتر در خارج از کشور باز کردند.

A few big companies have opened offices abroad in order to circumvent our tax laws.

چند شرکت بزرگ برای دور زدن قوانین مالیاتی ما دفاتر باز در خارج از کشور باز کرده اند.

addle, badger, bait, bemused, beset, circumvent, confound, derange, discombobulated, discomfit, disconcert, disquiet, distraught, faze, mystify, nonplus, obfuscate, perturb.

گیج، خرچنگ، طعمه، سردرگم، محاصره شده، دور زدن، سردرگمی، از هم گسیختن، ناراحت کردن، ناراحتی، بی‌قراری، پریشانی، آزار دادن، رمزگذاری، درمانده، ابهام، اغتشاش.

نمونه‌های واقعی

Circumvent means 'cleverly bypass or go around'.

به معنای «به طور باهوشانه دور زدن یا عبور کردن» است.

منبع: 6 Minute English

Another concern is that the pipeline would circumvent Ukraine, depriving Kyiv of much needed revenue.

یک نگرانی دیگر این است که خط لوله اوکراین را دور بزند و کی‌یف را از درآمدهای مورد نیاز خود محروم کند.

منبع: Newsweek

The politicians even agreed to a plan to circumvent the City Council to prevent future roadblocks.

حتی سیاستمداران با طرحی برای دور زدن شورای شهر به منظور جلوگیری از موانع پیش رو موافقت کردند.

منبع: New York Times

Politicians now use social media to circumvent conventional media and talk directly with people.

اکنون سیاستمداران از رسانه های اجتماعی برای دور زدن رسانه های سنتی و صحبت مستقیم با مردم استفاده می کنند.

منبع: VOA Standard Speed January 2016 Collection

He has circumvented the Kremlin television monopoly by using social networks.

او با استفاده از شبکه های اجتماعی، انحصار تلویزیونی کرملین را دور زده است.

منبع: The Economist - Comprehensive

Many countries have tried different ways to circumvent this problem.

بسیاری از کشورها روش های مختلفی را برای دور زدن این مشکل امتحان کرده اند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

Silent meetings also circumvent negative effects of something called production blocking.

جلسات غیررسمی همچنین اثرات منفی چیزی به نام مسدودسازی تولید را دور می زنند.

منبع: Harvard Business Review

So Colby, how would Russia have circumvented some of the sanctions already in place?

بنابراین کلبی، روسیه چگونه برخی از تحریم هایی که از قبل در محل وجود داشتند را دور زده بود؟

منبع: Financial Times

In the past Iran has found clever ways to circumvent an array of less formidable sanctions.

در گذشته ایران راه های هوشمندانه‌ای برای دور زدن مجموعه ای از تحریم های کمتر قوی یافته است.

منبع: The Economist - Comprehensive

PASS partly overcomes the air-sea boundary problem by circumventing the first of those crossings.

PASS تا حدودی بر مشکل مرز هوایی-دریا غلبه می کند، با دور زدن اولین آن تقاطع ها.

منبع: The Economist (Summary)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید