| جمع | sidesteps |
| قسمت سوم فعل | sidestepped |
| زمان گذشته | sidestepped |
| صفت یا فعل حال استمراری | sidestepping |
| شکل سوم شخص مفرد | sidesteps |
sidestep a difficult question.
اجتناب از یک سؤال دشوار
THSR: duck, fence, parry, shirk, sidestep; equivocate
THSR: غوطهور شدن، حصار کشیدن، دفع، فرار، طفره رفتن؛ مایل بودن
He tried to sidestep the question during the interview
او سعی کرد در طول مصاحبه از سؤال اجتناب کند
She managed to sidestep the issue and change the subject
او موفق شد از موضوع اجتناب کند و موضوع را تغییر دهد
The politician tried to sidestep the controversy surrounding his past
سیاستمدار سعی کرد از جنجال پیرامون گذشته خود اجتناب کند
It's important to not sidestep difficult conversations in a relationship
مهم است که از بحث های دشوار در یک رابطه اجتناب نکنید
He always tries to sidestep responsibility and blame others
او همیشه سعی می کند مسئولیت را نادیده بگیرد و تقصیر را به دیگران نسبت دهد
The company used legal loopholes to sidestep paying taxes
شرکت از راه های قانونی برای اجتناب از پرداخت مالیات استفاده کرد
She tried to sidestep the issue by pretending not to hear the question
او سعی کرد با وانمود کردن که سؤال را نشنیده است، از موضوع اجتناب کند
The athlete's quick sidestep helped him dodge the defender
حرکت سریع و کنار رفتن ورزشکار به او کمک کرد تا از مدافع جا خالی کند
The company's clever marketing strategy allowed them to sidestep competition
استراتژی بازاریابی هوشمندانه شرکت به آنها اجازه داد تا از رقابت اجتناب کنند
She used humor to sidestep the awkward situation
او از شوخ طبعی برای دور زدن موقعیت ناخوشایند استفاده کرد
sidestep a difficult question.
اجتناب از یک سؤال دشوار
THSR: duck, fence, parry, shirk, sidestep; equivocate
THSR: غوطهور شدن، حصار کشیدن، دفع، فرار، طفره رفتن؛ مایل بودن
He tried to sidestep the question during the interview
او سعی کرد در طول مصاحبه از سؤال اجتناب کند
She managed to sidestep the issue and change the subject
او موفق شد از موضوع اجتناب کند و موضوع را تغییر دهد
The politician tried to sidestep the controversy surrounding his past
سیاستمدار سعی کرد از جنجال پیرامون گذشته خود اجتناب کند
It's important to not sidestep difficult conversations in a relationship
مهم است که از بحث های دشوار در یک رابطه اجتناب نکنید
He always tries to sidestep responsibility and blame others
او همیشه سعی می کند مسئولیت را نادیده بگیرد و تقصیر را به دیگران نسبت دهد
The company used legal loopholes to sidestep paying taxes
شرکت از راه های قانونی برای اجتناب از پرداخت مالیات استفاده کرد
She tried to sidestep the issue by pretending not to hear the question
او سعی کرد با وانمود کردن که سؤال را نشنیده است، از موضوع اجتناب کند
The athlete's quick sidestep helped him dodge the defender
حرکت سریع و کنار رفتن ورزشکار به او کمک کرد تا از مدافع جا خالی کند
The company's clever marketing strategy allowed them to sidestep competition
استراتژی بازاریابی هوشمندانه شرکت به آنها اجازه داد تا از رقابت اجتناب کنند
She used humor to sidestep the awkward situation
او از شوخ طبعی برای دور زدن موقعیت ناخوشایند استفاده کرد
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید