circumvents

[ایالات متحده]/ˌsɜː.kəmˈvɛnts/
[بریتانیا]/ˌsɜr.kəmˈvɛnts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. وسیله‌ای برای غلبه بر یا اجتناب از چیزی
v. غلبه کردن یا اجتناب کردن از چیزی؛ دور زدن

عبارات و ترکیب‌ها

circumvents regulations

دور زدن مقررات

circumvents obstacles

دور زدن موانع

circumvents authority

دور زدن قدرت

circumvents rules

دور زدن قوانین

circumvents limitations

دور زدن محدودیت‌ها

circumvents security

دور زدن امنیت

circumvents procedures

دور زدن رویه‌ها

circumvents challenges

دور زدن چالش‌ها

circumvents barriers

دور زدن سدها

circumvents systems

دور زدن سیستم‌ها

جملات نمونه

the new software circumvents traditional security measures.

نرم‌افزار جدید، اقدامات امنیتی سنتی را دور می‌زند.

he always finds a way that circumvents the rules.

او همیشه راهی پیدا می‌کند که قوانین را دور بزند.

the strategy circumvents potential obstacles in the project.

این استراتژی، موانع احتمالی در پروژه را دور می‌زند.

she circumvents the traffic by taking back roads.

او با رفتن از مسیرهای فرعی، از ترافیک دور می‌زند.

the new policy circumvents previous limitations.

سیاست جدید، محدودیت‌های قبلی را دور می‌زند.

they developed a method that circumvents the need for extensive training.

آنها روشی را توسعه دادند که نیاز به آموزش‌های گسترده را دور می‌زند.

the app circumvents the need for a subscription.

برنامه، نیاز به اشتراک را دور می‌زند.

his clever tactics often circumvent direct confrontation.

تاکتیک‌های زیرکانه او اغلب از رویارویی مستقیم اجتناب می‌کنند.

the design circumvents the usual limitations of the material.

طراحی، محدودیت‌های معمول ماده را دور می‌زند.

by using a different approach, she circumvents the challenges faced by others.

با استفاده از یک رویکرد متفاوت، او از چالش‌هایی که دیگران با آن روبرو هستند، دور می‌زند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید