circumventing

[ایالات متحده]/ˌsɜː.kəmˈvɛnt.ɪŋ/
[بریتانیا]/ˌsɜr.kəmˈvɛn.tɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. راهی برای دور زدن (یک مانع) پیدا کردن؛ اجتناب کردن یا دور زدن؛ دور سفر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

circumventing obstacles

دور زدن موانع

circumventing regulations

دور زدن مقررات

circumventing restrictions

دور زدن محدودیت‌ها

circumventing authority

دور زدن اقتدار

circumventing laws

دور زدن قوانین

circumventing processes

دور زدن فرآیندها

circumventing controls

دور زدن کنترل‌ها

circumventing issues

دور زدن مشکلات

circumventing security

دور زدن امنیت

circumventing systems

دور زدن سیستم‌ها

جملات نمونه

they are circumventing the rules to gain an advantage.

آنها در حال دور زدن قوانین برای به دست آوردن برتری هستند.

circumventing the security measures can lead to serious consequences.

دور زدن اقدامات امنیتی می تواند منجر به عواقب جدی شود.

he found a way of circumventing the problem without much effort.

او راهی برای دور زدن مشکل بدون تلاش زیاد پیدا کرد.

the company is circumventing regulations to maximize profits.

شرکت در حال دور زدن مقررات برای افزایش سود است.

circumventing the law is not a sustainable strategy.

دور زدن قانون یک استراتژی پایدار نیست.

she was accused of circumventing the process to get what she wanted.

او به دور زدن روند متهم شد تا آنچه می خواست به دست آورد.

they are circumventing traditional methods to innovate.

آنها در حال دور زدن روش های سنتی برای نوآوری هستند.

circumventing the system can undermine its integrity.

دور زدن سیستم می تواند یکپارچگی آن را تضعیف کند.

by circumventing the obstacles, he achieved his goals.

با دور زدن موانع، او به اهداف خود دست یافت.

circumventing the negotiation process could damage relationships.

دور زدن روند مذاکره می تواند به روابط آسیب برساند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید