circumventor

[ایالات متحده]/ˌsɜːkəmˈventə/
[بریتانیا]/ˌsɝːkəmˈventɚ/

ترجمه

n. شخصی که از (اجتناب می‌کند یا دور می‌زند) قانونی، قاعده یا مانعی، یعنی نوعی از "circumvent" که به عنوان اسم استفاده شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

clever circumventor

حذف‌کننده باهوش

known circumventor

حذف‌کننده شناخته‌شده

serial circumventor

حذف‌کننده سریالی

chief circumventor

حذف‌کننده ارشد

professional circumventor

حذف‌کننده حرفه‌ای

notorious circumventor

حذف‌کننده بدنام

circumventors abound

حذف‌کنندگان فراوان هستند

جملات نمونه

the circumventor exploited a legal loophole to avoid paying taxes.

مقاومت‌کننده از یک راه فرار قانونی برای اجتناب از پرداخت مالیات‌ها استفاده کرد.

as a skilled circumventor, she found a clever workaround for the new regulations.

همانطور که یک مقاومت‌کننده ماهر بود، او یک راه حل هوشمندانه برای مقررات جدید پیدا کرد.

the policy was designed to stop any circumventor from evading compliance checks.

این سیاست برای جلوگیری از فرار هر مقاومت‌کننده‌ای از بررسی‌های انطباق طراحی شده بود.

investigators traced the circumventor’s scheme through a chain of shell companies.

محققان طرح مقاومت‌کننده را از طریق زنجیره‌ای از شرکت‌های پوششی ردیابی کردند.

each circumventor in the group used an offshore account to hide the transfers.

هر مقاومت‌کننده در گروه از یک حساب بانکی خارج‌کشوری برای پنهان کردن انتقال‌ها استفاده کرد.

the circumventor bypassed security protocols by using stolen credentials.

مقاومت‌کننده با استفاده از اطلاعات شناسایی دزدیده شده، پروتکل‌های امنیتی را دور زد.

to catch the circumventor, auditors tightened the reporting requirements.

برای به دام انداختن مقاومت‌کننده، حسابرسان الزامات گزارش‌دهی را تشدید کردند.

the company fired the circumventor for repeatedly violating internal controls.

شرکت مقاومت‌کننده را به دلیل نقض مکرر کنترل‌های داخلی اخراج کرد.

a determined circumventor can manipulate contract terms to shift liability.

یک مقاومت‌کننده مصمم می‌تواند شرایط قرارداد را دستکاری کند تا مسئولیت را تغییر دهد.

the regulator issued penalties after the circumventor tried to dodge oversight.

تنظیم‌کننده پس از تلاش مقاومت‌کننده برای اجتناب از نظارت، جریمه‌هایی صادر کرد.

the circumventor used a proxy network to sidestep the regional restrictions.

مقاومت‌کننده از یک شبکه پروکسی برای دور زدن محدودیت‌های منطقه‌ای استفاده کرد.

despite the safeguards, the circumventor managed to skirt the approval process.

با وجود اقدامات امنیتی، مقاومت‌کننده موفق شد از فرآیند تأیید اجتناب کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید