citylike

[ایالات متحده]/[ˈsɪtɪlaɪk]/
[بریتانیا]/[ˈsɪtɪlaɪk]/

ترجمه

adj. دارای ویژگی‌ها یا مشخصات شهری؛ شهری؛ مربوط به یا شبیه به شهر.

عبارات و ترکیب‌ها

citylike atmosphere

فضای شبیه شهر

citylike feel

احساسی شبیه شهر

citylike appearance

ظاهری شبیه شهر

citylike bustle

شلوغی شبیه شهر

citylike design

طراحی شبیه شهر

citylike structures

ساختمان‌های شبیه شهر

citylike qualities

ویژگی‌های شبیه شهر

citylike setting

زمینه شبیه شهر

citylike vibe

فضای شبیه شهر

citylike charm

جذابیت شبیه شهر

جملات نمونه

the new shopping center has a citylike atmosphere.

مرکز خرید جدید فضایی شبیه به شهر دارد.

we enjoyed a citylike experience at the festival.

ما از تجربه ای شبیه به شهر در جشنواره لذت بردیم.

the resort town felt surprisingly citylike.

شهرک توریستی به طرز عجیبی حس یک شهر را القا می کرد.

the conference center offered a citylike setting for the event.

مرکز همایش ها فضایی شبیه به شهر را برای این رویداد فراهم کرد.

the park had a citylike buzz during lunchtime.

پارک در زمان ناهار حس و حال شبیه به شهر را داشت.

the new development aims for a citylike design.

طرح توسعه جدید به دنبال طراحی شبیه به شهر است.

the museum showcased a citylike display of artifacts.

موزه نمایشگاهی با حال و هوای شهری از آثار باستانی را به نمایش گذاشت.

the area is becoming increasingly citylike with new shops.

این منطقه با مغازه های جدید به طور فزاینده ای شبیه به شهر در حال تبدیل شدن است.

the concert venue provided a citylike backdrop for the performance.

محل برگزاری کنسرت پس زمینه ای شبیه به شهر را برای اجرا فراهم کرد.

the renovated square now has a vibrant, citylike feel.

میدان بازسازی شده اکنون حال و هوای زنده و شبیه به شهری دارد.

the exhibition presented a citylike vision of the future.

نمایشگاه چشم اندازی شبیه به شهر از آینده را ارائه داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید