civilizedly speaking
بهطور مدنی
act civilizedly
بهطور مدنی رفتار کن
behave civilizedly
بهطور مدنی رفتار کن
speaking civilizedly
بهطور مدنی صحبت کردن
live civilizedly
بهطور مدنی زندگی کن
civilizedly agreed
بهطور مدنی توافق شد
civilizedly resolved
بهطور مدنی حل شد
civilizedly discussed
بهطور مدنی بحث شد
civilizedly handled
بهطور مدنی مدیریت شد
civilizedly presented
بهطور مدنی ارائه شد
we must all strive to resolve conflicts civilizedly.
ما باید تمامی ما سعی کنیم تا اختلافات را به شیوهای مدنی حل کنیم.
the protesters dispersed peacefully and civilizedly.
مظاهرکنندگان به صورت آرام و مدنی پراکنده شدند.
let's discuss this issue calmly and civilizedly.
بیایید این مسئله را به صورت آرام و مدنی بحث کنیم.
he conducted himself civilizedly throughout the negotiations.
او در طول مذاکرات به شیوهای مدنی رفتار کرد.
the debate proceeded civilizedly, with respect shown to all participants.
بحث به شیوهای مدنی ادامه یافت و احترامی به تمام شرکتکنندگان نشان داده شد.
it's important to address grievances civilizedly, not with violence.
مهم است که شکایات را به شیوهای مدنی و نه با خشونت مطرح کنیم.
the guests behaved civilizedly at the formal dinner.
مهمانان در شام رسمی به شیوهای مدنی رفتار کردند.
they argued their points civilizedly, even when disagreeing.
آنها حتی وقتی با یکدیگر مخالفت داشتند نیز به شیوهای مدنی موضع خود را انتقاد کردند.
the situation de-escalated thanks to the civilized approach.
وضعیت به دلیل رویکرد مدنی کاهش یافت.
we should all aim to live civilizedly and respectfully.
ما باید تمامی ما سعی کنیم به شیوهای مدنی و با احترام زندگی کنیم.
the diplomat handled the sensitive matter civilizedly.
دیپلمات مسئله حساس را به شیوهای مدنی مدیریت کرد.
civilizedly speaking
بهطور مدنی
act civilizedly
بهطور مدنی رفتار کن
behave civilizedly
بهطور مدنی رفتار کن
speaking civilizedly
بهطور مدنی صحبت کردن
live civilizedly
بهطور مدنی زندگی کن
civilizedly agreed
بهطور مدنی توافق شد
civilizedly resolved
بهطور مدنی حل شد
civilizedly discussed
بهطور مدنی بحث شد
civilizedly handled
بهطور مدنی مدیریت شد
civilizedly presented
بهطور مدنی ارائه شد
we must all strive to resolve conflicts civilizedly.
ما باید تمامی ما سعی کنیم تا اختلافات را به شیوهای مدنی حل کنیم.
the protesters dispersed peacefully and civilizedly.
مظاهرکنندگان به صورت آرام و مدنی پراکنده شدند.
let's discuss this issue calmly and civilizedly.
بیایید این مسئله را به صورت آرام و مدنی بحث کنیم.
he conducted himself civilizedly throughout the negotiations.
او در طول مذاکرات به شیوهای مدنی رفتار کرد.
the debate proceeded civilizedly, with respect shown to all participants.
بحث به شیوهای مدنی ادامه یافت و احترامی به تمام شرکتکنندگان نشان داده شد.
it's important to address grievances civilizedly, not with violence.
مهم است که شکایات را به شیوهای مدنی و نه با خشونت مطرح کنیم.
the guests behaved civilizedly at the formal dinner.
مهمانان در شام رسمی به شیوهای مدنی رفتار کردند.
they argued their points civilizedly, even when disagreeing.
آنها حتی وقتی با یکدیگر مخالفت داشتند نیز به شیوهای مدنی موضع خود را انتقاد کردند.
the situation de-escalated thanks to the civilized approach.
وضعیت به دلیل رویکرد مدنی کاهش یافت.
we should all aim to live civilizedly and respectfully.
ما باید تمامی ما سعی کنیم به شیوهای مدنی و با احترام زندگی کنیم.
the diplomat handled the sensitive matter civilizedly.
دیپلمات مسئله حساس را به شیوهای مدنی مدیریت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید