clemencies

[ایالات متحده]/ˈklɛmənsiːz/
[بریتانیا]/ˈklɛmənsiːz/

ترجمه

n. ویژگی رحم و یا ملایم بودن؛ ملایمت، به ویژه در آب و هوا

عبارات و ترکیب‌ها

granted clemencies

عزل اعطاشده

presidential clemencies

عزل‌های ریاست جمهوری

legal clemencies

عزل‌های قانونی

executive clemencies

عزل‌های اجرایی

rare clemencies

عزل‌های نادر

unconditional clemencies

عزل‌های بدون قید و شرط

judicial clemencies

عزل‌های قضایی

temporary clemencies

عزل‌های موقت

specific clemencies

عزل‌های خاص

conditional clemencies

عزل‌های مشروط

جملات نمونه

the judge showed clemencies to the first-time offenders.

قاضی به مجرمان خرده‌پا عفو نشان داد.

his clemencies were a sign of his compassion.

عفوهای او نشان دهنده شفقت او بود.

many prisoners hope for clemencies during the holidays.

بسیاری از زندانیان در تعطیلات برای دریافت عفو امیدوارند.

the president granted clemencies to those wrongfully convicted.

رئیس جمهور به کسانی که به اشتباه محکوم شده بودند، عفو داد.

her clemencies towards the struggling students were appreciated.

عفوهای او نسبت به دانشجویان در حال دست و پا زدن مورد استقبال قرار گرفت.

he requested clemencies from the court for his actions.

او برای اعمال خود عفو از دادگاه درخواست کرد.

clemencies can sometimes lead to public outcry.

عفوها گاهی اوقات می تواند منجر به اعتراضات عمومی شود.

the committee discussed possible clemencies for the offenders.

کمیته درباره عفوهای احتمالی برای مجرمان بحث کرد.

he was known for his clemencies rather than strict punishments.

او بیشتر به خاطر عفوهایش و نه مجازات های سخت شناخته می شد.

judges often have the discretion to grant clemencies.

قاضی ها اغلب این حق را دارند که عفو صادر کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید