mercies

[ایالات متحده]/ˈmɜːsiz/
[بریتانیا]/ˈmɜrsiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعمال محبت یا دلسوزی; رویدادهای خوشایند یا اتفاقات خوش شانس

عبارات و ترکیب‌ها

god's mercies

مهربانی‌های خدا

new mercies

مهربانی‌های جدید

great mercies

مهربانی‌های بزرگ

endless mercies

مهربانی‌های بی‌پایان

daily mercies

مهربانی‌های روزانه

divine mercies

مهربانی‌های الهی

unfailing mercies

مهربانی‌های استوار

boundless mercies

مهربانی‌های بی‌حد و مرز

tender mercies

مهربانی‌های لطیف

mercies anew

مهربانی‌های نو

جملات نمونه

we should show mercies to those in need.

ما باید با کسانی که نیازمند هستند، مهربانی کنیم.

her mercies were extended to all creatures.

مهربانی‌های او به همه مخلوقات سرایت کرد.

he thanked her for her mercies during his hardships.

او از او برای مهربانی‌هایش در دوران سختی تشکر کرد.

they were moved by the mercies shown by the volunteers.

آنها تحت تأثیر مهربانی‌هایی که توسط داوطلبان نشان داده شد قرار گرفتند.

in times of trouble, we must remember to show mercies.

در زمان سختی، ما باید به یاد داشته باشیم که مهربانی کنیم.

her mercies were a source of comfort for the grieving.

مهربانی‌های او منبع تسلی برای داغدارشدگان بود.

he believed that mercies could change a person's life.

او معتقد بود که مهربانی می‌تواند زندگی یک شخص را تغییر دهد.

acts of mercies can create a ripple effect in society.

اقدامات مهربانی می‌تواند یک اثر موجی در جامعه ایجاد کند.

she was known for her mercies towards the less fortunate.

او به خاطر مهربانی‌هایش نسبت به نیازمندان شناخته می‌شد.

we should all strive to practice mercies in our daily lives.

ما باید همه تلاش کنیم که مهربانی را در زندگی روزمره خود تمرین کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید