support clergymen
دینپرستان را حمایت کن
respected clergymen
دینپرستان محترم
local clergymen
دینپرستان محلی
young clergymen
دینپرستان جوان
senior clergymen
دینپرستان با سابقه
trained clergymen
دینپرستان آموزش دیده
influential clergymen
دینپرستان تأثیرگذار
caring clergymen
دینپرستان مهربان
meet clergymen
دینپرستان را ببین
appoint clergymen
دینپرستان را منصوب کن
the clergymen gathered to discuss the upcoming charity event.
رُوحانیان جمع شدند تا در مورد رویداد خیریه آینده بحث کنند.
several clergymen condemned the violence and called for peace.
چند رُوحانی حادثه را محکوم کردند و به صلح دعوت کردند.
the young clergymen were eager to learn from their mentors.
روحانیان جوان علاقهمند به یادگیری از مربیان خود بودند.
many clergymen provide spiritual guidance to their congregations.
بیشتر روحانیان راهنمایی روحی به جامعه خود میدهند.
the clergymen led the procession through the town square.
روحانیان فرایند را از طریق میدان شهر رهبری کردند.
experienced clergymen offered advice to the newly ordained.
روحانیان تجربهدار به روحانیان جدید مشورت دادند.
the clergymen worked tirelessly to support their communities.
روحانیان با تلاش بیوقفه جامعه خود را حمایت کردند.
a group of clergymen met with local officials to address concerns.
گروهی از روحانیان با مقامات محلی برای برخورد با نگرانیها دیدار کردند.
the clergymen delivered a powerful sermon on forgiveness.
روحانیان یک خطبه قوی درباره بخشش ارائه دادند.
the clergymen participated in interfaith dialogues promoting understanding.
روحانیان در گفتوگوهای میانایمانی شرکت کردند که درک را ترویج میدادند.
respected clergymen played a vital role in the town's history.
روحانیان مورد احترام نقش حیاتی در تاریخ شهر داشتند.
support clergymen
دینپرستان را حمایت کن
respected clergymen
دینپرستان محترم
local clergymen
دینپرستان محلی
young clergymen
دینپرستان جوان
senior clergymen
دینپرستان با سابقه
trained clergymen
دینپرستان آموزش دیده
influential clergymen
دینپرستان تأثیرگذار
caring clergymen
دینپرستان مهربان
meet clergymen
دینپرستان را ببین
appoint clergymen
دینپرستان را منصوب کن
the clergymen gathered to discuss the upcoming charity event.
رُوحانیان جمع شدند تا در مورد رویداد خیریه آینده بحث کنند.
several clergymen condemned the violence and called for peace.
چند رُوحانی حادثه را محکوم کردند و به صلح دعوت کردند.
the young clergymen were eager to learn from their mentors.
روحانیان جوان علاقهمند به یادگیری از مربیان خود بودند.
many clergymen provide spiritual guidance to their congregations.
بیشتر روحانیان راهنمایی روحی به جامعه خود میدهند.
the clergymen led the procession through the town square.
روحانیان فرایند را از طریق میدان شهر رهبری کردند.
experienced clergymen offered advice to the newly ordained.
روحانیان تجربهدار به روحانیان جدید مشورت دادند.
the clergymen worked tirelessly to support their communities.
روحانیان با تلاش بیوقفه جامعه خود را حمایت کردند.
a group of clergymen met with local officials to address concerns.
گروهی از روحانیان با مقامات محلی برای برخورد با نگرانیها دیدار کردند.
the clergymen delivered a powerful sermon on forgiveness.
روحانیان یک خطبه قوی درباره بخشش ارائه دادند.
the clergymen participated in interfaith dialogues promoting understanding.
روحانیان در گفتوگوهای میانایمانی شرکت کردند که درک را ترویج میدادند.
respected clergymen played a vital role in the town's history.
روحانیان مورد احترام نقش حیاتی در تاریخ شهر داشتند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید