cleric

[ایالات متحده]/'klerɪk/
[بریتانیا]/'klɛrɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کشیش; مبلغ

adj. کشیشی; روحانی
Word Forms
جمعclerics

جملات نمونه

celibate clerics with a very other-worldly outlook.

روحانیون باطل و با دیدگاهی بسیار دنیوی.

a cleric who damned gambling and strong drink.

روحانی که قمار و مشروبات الکلی را لعنت کرد.

The cleric gains access to the following spells at the specified spell level: Lionheart (1), Hold Monster (5), Mass Hold Person (7).

روحانی به سطح طلسم مشخص شده دسترسی به طلسم های زیر را بدست می آورد: Lionheart (1)، Hold Monster (5)، Mass Hold Person (7).

The cleric performed a wedding ceremony.

روحانی یک مراسم عروسی انجام داد.

The cleric offered prayers for the sick.

روحانی برای بیماران دعا کرد.

The cleric wore traditional robes during the ceremony.

روحانی در طول مراسم لباس های سنتی پوشید.

The cleric provided spiritual guidance to the community.

روحانی راهنمایی معنوی به جامعه ارائه داد.

The cleric preached a sermon on forgiveness.

روحانی در مورد بخشش موعظه کرد.

The cleric led the congregation in prayer.

روحانی رهبری جماعت را در نماز هدایت کرد.

The cleric administered the sacrament to the parishioners.

روحانی مراسم مذهبی را به پیروان ارائه داد.

The cleric counseled couples before marriage.

روحانی قبل از ازدواج به زوجین مشاوره داد.

The cleric conducted a baptism for the newborn.

روحانی غسل تعمید برای نوزاد انجام داد.

The cleric visited the sick in the hospital.

روحانی از بیماران بستری در بیمارستان دیدار کرد.

نمونه‌های واقعی

He was often critical of the cleric establishment.

او اغلب به طور انتقادآمیزی از نهاد روحانیون صحبت می‌کرد.

منبع: NPR News June 2013 Compilation

Imdad ali was declared clinically insane after killing a cleric 14 years ago.

امداد علی ۱۴ سال پیش پس از قتل یک روحانی، به عنوان دیوانه بالینی شناخته شد.

منبع: BBC Listening Collection October 2016

He's an influential Turkish cleric named Fethullah Gulen, and he's based in Pennsylvania.

او یک روحانی ترکیه‌ای تأثیرگذار به نام فتوح‌الله گولن است و در پنسیلوانیا مستقر است.

منبع: NPR News July 2016 Compilation

The clerics' driver was later found dead.

راننده روحانیون بعداً مرده پیدا شد.

منبع: VOA Daily Standard September 2019 Collection

Well, he's a judge. He's the head of Iran's judiciary, also a hardline cleric.

خب، او یک قاضی است. او رئیس قوه قضائیه ایران است، همچنین یک روحانی سخت‌گیر.

منبع: NPR News June 2021 Compilation

Erdogan supporters also gathered outside of the Pennsylvania home of the exiled Turkish cleric Fethullah Gulen.

حمایت‌کنندگان اردوغان نیز در مقابل خانه پنسیلوانیا فتوح‌الله گولن، روحانی ترکیه‌ای تبعید شده، تجمع کردند.

منبع: AP Listening July 2016 Collection

Turkey has urged the US to extradite the cleric it blames for the coup attempt, Fethullah Gulen.

ترکیه از آمریکا خواسته است که روحانی را که مسئول تلاش برای کودتا می‌داند، فتوح‌الله گولن، استرداد کند.

منبع: CCTV Observations

He will take his meals in the common dining room together with other visiting clerics and permanent residents.

او وعده‌های غذایی خود را در سالن غذاخوری مشترک با سایر روحانیون بازدیدکننده و ساکنان دائمی خواهد خورد.

منبع: BBC Listening Compilation April 2013

Similar condemnations rolled in from Shia clerics around the region.

محکومیت‌های مشابه از سوی روحانیون شیعه در سراسر منطقه دریافت شد.

منبع: NPR News January 2016 Compilation

He is accused of links to the U.S.-based cleric Fethullah Gulen.

او به ارتباط با روحانی مستقر در ایالات متحده، فتوح‌الله گولن، متهم است.

منبع: VOA Special October 2017 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید