clerics

[ایالات متحده]/ˈklɛrɪks/
[بریتانیا]/ˈklɛrɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اعضای روحانی؛ کشیشان یا رهبران مذهبی

عبارات و ترکیب‌ها

religious clerics

روحانیون مذهبی

islamic clerics

روحانیون اسلامی

christian clerics

روحانیون مسیحی

clerics' roles

نقش روحانیون

clerics and leaders

روحانیون و رهبران

clerics' influence

نفوذ روحانیون

clerics' duties

وظایف روحانیون

clerics in society

روحانیون در جامعه

clerics' teachings

آموزش‌های روحانیون

clerics' authority

اختیار روحانیون

جملات نمونه

the clerics gathered to discuss the new policies.

روحانیون برای بحث در مورد سیاست‌های جدید گرد هم آمدند.

many clerics play a vital role in community service.

بسیاری از روحانیون نقش مهمی در خدمات اجتماعی ایفا می‌کنند.

clerics often provide guidance to their followers.

روحانیون اغلب به پیروان خود راهنمایی می‌کنند.

the clerics held a special ceremony for the festival.

روحانیون یک مراسم خاص برای جشنواره برگزار کردند.

clerics are expected to uphold moral standards.

از روحانیون انتظار می‌رود که از استانداردهای اخلاقی حمایت کنند.

some clerics focus on education and outreach programs.

برخی از روحانیون بر روی آموزش و برنامه‌های ارتباط با مردم تمرکز می‌کنند.

the clerics delivered inspiring sermons every week.

روحانیون هر هفته سخنرانی‌های الهام‌بخش ایراد می‌کردند.

clerics are often involved in interfaith dialogues.

روحانیون اغلب در گفتگوهای بین‌ادیانی مشارکت دارند.

many clerics advocate for peace and reconciliation.

بسیاری از روحانیون از صلح و آشتی حمایت می‌کنند.

clerics can influence social change through their teachings.

روحانیون می‌توانند از طریق آموزش‌های خود تغییرات اجتماعی را تحت تأثیر قرار دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید