cliffhangers

[ایالات متحده]/klɪfˌhæŋ.əz/
[بریتانیا]/klɪfˌhæŋ.ərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک داستان یا بازی جالب؛ فیلم فانتزی متوالی
a. تنش‌زده

جملات نمونه

the season finale ended on a dramatic cliffhanger that left viewers speechless and desperate for answers.

فینال فصل با یک پایان دراماتیک و جذب‌کننده پایان یافت که باعث شد تماشاگران به‌طور کامل گیج شوند و به دنبال پاسخ‌هایی باشند.

scientists discovered a mysterious artifact that could rewrite human history, but the excavation was mysteriously halted.

دانشمندان یک میراث مرموز کشف کردند که می‌تواند تاریخ انسانی را بازنویسی کند، اما حفاری به طرز مرموزی متوقف شد.

the detective found the crucial evidence at the crime scene, but it vanished overnight without a trace.

مرد مأمور پلیس اثبات حیاتی را در محل جرم پیدا کرد، اما آن بدون چالشی در طول شب از بین رفت.

our protagonist finally discovered the hidden door in the ancient mansion, and what lay behind it would haunt her forever.

شخصیت اصلی ما در نهایت در دریچه پنهانی در دامن‌های باستانی کشف کرد و آنچه پشت آن بود، او را برای همیشه درگیر خواهد کرد.

the championship game came down to the final seconds with the score tied, setting up an impossible decision for the coach.

بازی فینال لیگ به ثانیه‌های آخر رسید که امتیاز برابر بود، تصمیم غیرممکنی برای مربی ایجاد کرد.

she opened the mysterious letter from her deceased grandmother, and the first line made her blood run cold.

او نامه‌ای مرموز را از پدربزرگ خود که درگذشته بود باز کرد و خط اول باعث شد خون او سرد شود.

the space mission detected an unexplained signal from deep space, but communication was lost before decoding.

مأمور فضایی یک سیگنال ناشناخته از فضا عمیق تشخیص داد، اما ارتباط قبل از رمزگشایی از دست رفت.

the lawyer received the missing witness statement hours before the trial, yet it implicated someone unexpected.

وکیل گزارش شهید خیلی قبل از دادگاه دریافت کرد، اما آن افراد غیرمنتظره را متهم کرد.

after months of investigation, the journalist finally located the whistleblower, but they refused to meet in person.

پس از ماه‌هایی از تحقیق، گزارشگر در نهایت شخصیت افشای اطلاعات را پیدا کرد، اما آنها نمی‌خواستند در جلسه جدید شرکت کنند.

the mountain climbers reached the summit at dawn, only to discover evidence that they were not alone.

کوهنوردان به قله در صبح رسیدند، فقط برای اینکه شواهدی کشف کردند که آنها تنها نبودند.

the algorithm produced an impossible result that contradicted decades of scientific research, and no one could explain why.

الگوریتم نتیجه‌ای غیرممکن تولید کرد که با دهه‌ها تحقیق علمی تناقض داشت و هیچ کس نمی‌توانست چرا را توضیح دهد.

at the reading of the will, the family learned their inheritance came with one impossible condition.

در زمان خواندن وصیت‌نامه، خانواده متوجه شدند که ارث آن‌ها با یک شرط غیرممکن همراه بود.

the cliffhanger episode ended with the hero standing at the edge of a bottomless abyss, facing an impossible choice.

ایپیزود جذب‌کننده با اینکه شخصیت اصلی در کنار یک چاه بدون پایان ایستاده بود و با یک تصمیم غیرممکن مواجه شد، پایان یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید