avoid cliques
اجتناب از گروههای کوچک
forming cliques
تشکیل گروههای کوچک
high school cliques
گروههای کوچک دبیرستان
social cliques
گروههای اجتماعی
exclusive cliques
گروههای کوچک انحصاری
clique mentality
نگاهیت گروهی
breaking cliques
شکستن گروههای کوچک
clique behavior
رفتار گروههای کوچک
within cliques
درون گروههای کوچک
powerful cliques
گروههای کوچک قدرتمند
the high school was riddled with social cliques.
مدرسه راهنمایی پر از گروههای اجتماعی بود.
she felt excluded from the popular cliques at school.
او احساس میکرد از گروههای محبوب مدرسه کنار گذاشته شده است.
he tried to break into the exclusive golf cliques.
او سعی کرد وارد گروههای گلف انحصاری شود.
the online forum was dominated by tight-knit cliques.
انجمن آنلاین توسط گروههای منسجم تحت سلطه بود.
it's important to avoid forming exclusive cliques.
از تشکیل گروههای انحصاری باید اجتنا کرد.
the company discouraged cliques among employees.
شرکت از تشکیل گروههای بین کارمندانان جلوگیری میکرد.
he navigated the office politics and avoided cliques.
او سیاستهای دفتر را درک کرد و از گروهها اجتنا کرد.
the film explored the dynamics of teenage cliques.
فیلم به بررسی پویایی گروههای نوجوانان پرداخت.
she warned him about the dangers of joining cliques.
او به او در مورد خطرات پیوستن به گروهها هشدار داد.
the new student struggled to fit into existing cliques.
دانشآموز جدید برای هماهنگ شدن با گروههای موجود تلاش میکرد.
they dissolved into smaller, informal cliques.
آنها به گروههای کوچکتر و غیررسمیتر تبدیل شدند.
avoid cliques
اجتناب از گروههای کوچک
forming cliques
تشکیل گروههای کوچک
high school cliques
گروههای کوچک دبیرستان
social cliques
گروههای اجتماعی
exclusive cliques
گروههای کوچک انحصاری
clique mentality
نگاهیت گروهی
breaking cliques
شکستن گروههای کوچک
clique behavior
رفتار گروههای کوچک
within cliques
درون گروههای کوچک
powerful cliques
گروههای کوچک قدرتمند
the high school was riddled with social cliques.
مدرسه راهنمایی پر از گروههای اجتماعی بود.
she felt excluded from the popular cliques at school.
او احساس میکرد از گروههای محبوب مدرسه کنار گذاشته شده است.
he tried to break into the exclusive golf cliques.
او سعی کرد وارد گروههای گلف انحصاری شود.
the online forum was dominated by tight-knit cliques.
انجمن آنلاین توسط گروههای منسجم تحت سلطه بود.
it's important to avoid forming exclusive cliques.
از تشکیل گروههای انحصاری باید اجتنا کرد.
the company discouraged cliques among employees.
شرکت از تشکیل گروههای بین کارمندانان جلوگیری میکرد.
he navigated the office politics and avoided cliques.
او سیاستهای دفتر را درک کرد و از گروهها اجتنا کرد.
the film explored the dynamics of teenage cliques.
فیلم به بررسی پویایی گروههای نوجوانان پرداخت.
she warned him about the dangers of joining cliques.
او به او در مورد خطرات پیوستن به گروهها هشدار داد.
the new student struggled to fit into existing cliques.
دانشآموز جدید برای هماهنگ شدن با گروههای موجود تلاش میکرد.
they dissolved into smaller, informal cliques.
آنها به گروههای کوچکتر و غیررسمیتر تبدیل شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید