political clouts
تاثیرات سیاسی
social clouts
تاثیرات اجتماعی
economic clouts
تاثیرات اقتصادی
business clouts
تاثیرات تجاری
cultural clouts
تاثیرات فرهنگی
media clouts
تاثیرات رسانه ای
local clouts
تاثیرات محلی
global clouts
تاثیرات جهانی
financial clouts
تاثیرات مالی
institutional clouts
تاثیرات سازمانی
she has a lot of clouts in the industry.
او نفوذ زیادی در صنعت دارد.
his clouts helped him secure the deal.
نفوذ او به او کمک کرد تا معامله را به دست آورد.
with her clouts, she can influence the decision.
با نفوذ خود، او می تواند بر تصمیم تأثیر بگذارد.
they are trying to gain clouts in the market.
آنها در تلاشند تا نفوذ خود را در بازار افزایش دهند.
political clouts often shape public policies.
نفوذ سیاسی اغلب سیاست های عمومی را شکل می دهد.
he used his clouts to advocate for change.
او از نفوذ خود برای حمایت از تغییرات استفاده کرد.
clouts in the community can drive initiatives.
نفوذ در جامعه می تواند ابتکارات را پیش ببرد.
she leveraged her clouts for a good cause.
او از نفوذ خود برای یک هدف خوب استفاده کرد.
clouts can sometimes overshadow merit.
نفوذ گاهی اوقات می تواند برتری را تحت الشعاع قرار دهد.
he is known for having clouts among his peers.
او به داشتن نفوذ در بین همسالانش معروف است.
political clouts
تاثیرات سیاسی
social clouts
تاثیرات اجتماعی
economic clouts
تاثیرات اقتصادی
business clouts
تاثیرات تجاری
cultural clouts
تاثیرات فرهنگی
media clouts
تاثیرات رسانه ای
local clouts
تاثیرات محلی
global clouts
تاثیرات جهانی
financial clouts
تاثیرات مالی
institutional clouts
تاثیرات سازمانی
she has a lot of clouts in the industry.
او نفوذ زیادی در صنعت دارد.
his clouts helped him secure the deal.
نفوذ او به او کمک کرد تا معامله را به دست آورد.
with her clouts, she can influence the decision.
با نفوذ خود، او می تواند بر تصمیم تأثیر بگذارد.
they are trying to gain clouts in the market.
آنها در تلاشند تا نفوذ خود را در بازار افزایش دهند.
political clouts often shape public policies.
نفوذ سیاسی اغلب سیاست های عمومی را شکل می دهد.
he used his clouts to advocate for change.
او از نفوذ خود برای حمایت از تغییرات استفاده کرد.
clouts in the community can drive initiatives.
نفوذ در جامعه می تواند ابتکارات را پیش ببرد.
she leveraged her clouts for a good cause.
او از نفوذ خود برای یک هدف خوب استفاده کرد.
clouts can sometimes overshadow merit.
نفوذ گاهی اوقات می تواند برتری را تحت الشعاع قرار دهد.
he is known for having clouts among his peers.
او به داشتن نفوذ در بین همسالانش معروف است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید