clouts

[ایالات متحده]/klaʊts/
[بریتانیا]/klaʊts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ضربات یا ضربات؛ تأثیر، به ویژه در سیاست؛ ضربه‌ها با دست یا شیء سخت
v. به شدت ضربه زدن یا ضربه زدن

عبارات و ترکیب‌ها

political clouts

تاثیرات سیاسی

social clouts

تاثیرات اجتماعی

economic clouts

تاثیرات اقتصادی

business clouts

تاثیرات تجاری

cultural clouts

تاثیرات فرهنگی

media clouts

تاثیرات رسانه ای

local clouts

تاثیرات محلی

global clouts

تاثیرات جهانی

financial clouts

تاثیرات مالی

institutional clouts

تاثیرات سازمانی

جملات نمونه

she has a lot of clouts in the industry.

او نفوذ زیادی در صنعت دارد.

his clouts helped him secure the deal.

نفوذ او به او کمک کرد تا معامله را به دست آورد.

with her clouts, she can influence the decision.

با نفوذ خود، او می تواند بر تصمیم تأثیر بگذارد.

they are trying to gain clouts in the market.

آنها در تلاشند تا نفوذ خود را در بازار افزایش دهند.

political clouts often shape public policies.

نفوذ سیاسی اغلب سیاست های عمومی را شکل می دهد.

he used his clouts to advocate for change.

او از نفوذ خود برای حمایت از تغییرات استفاده کرد.

clouts in the community can drive initiatives.

نفوذ در جامعه می تواند ابتکارات را پیش ببرد.

she leveraged her clouts for a good cause.

او از نفوذ خود برای یک هدف خوب استفاده کرد.

clouts can sometimes overshadow merit.

نفوذ گاهی اوقات می تواند برتری را تحت الشعاع قرار دهد.

he is known for having clouts among his peers.

او به داشتن نفوذ در بین همسالانش معروف است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید