clownishness

[ایالات متحده]/ˈklaʊɪʃnəs/
[بریتانیا]/ˈklaʊɪʃnəs/

ترجمه

n. ویژگی یا حالت ادا اطوار کردن؛ رفتاری که شایسته یک اداکار است؛ رفتار احمقانه یا دست و پا چلفتی شبیه به رفتار یک اداکار.

عبارات و ترکیب‌ها

display clownishness

نمایش مضحک‌گرایی

pure clownishness

مضحک‌گرایی محض

utter clownishness

مضحک‌گرایی کامل

clownishness follows

مضحک‌گرایی دنبال می‌شود

clownishness ensues

مضحک‌گرایی آغاز می‌شود

clownishness reigns

مضحک‌گرایی حاکم است

clownishness prevails

مضحک‌گرایی غلبه می‌کند

obvious clownishness

مضحک‌گرایی آشکار

exhibit clownishness

نمایش مضحک‌گرایی

clownishness personified

مضحک‌گرایی تجسم یافته

جملات نمونه

the clownishness of the new intern's behavior quickly won over the entire office.

رفتار مضحکانه کارآموز جدید به سرعت توانست کل دفتر را تحت تاثیر قرار دهد.

despite his serious demeanor, there were moments of clownishness that revealed his playful side.

با وجود رفتاری جدی، لحظاتی از مضحک بودن وجود داشت که طرف بازیگوش او را نشان می داد.

the comedian's act was filled with deliberate clownishness that had the audience in stitches.

اجایب کمدین پر از مضحک بودن آگاهانه بود که باعث خنده مخاطبان شد.

she couldn't suppress her clownishness during the formal dinner party.

او نتوانست مضحک بودن خود را در مهمانی شام رسمی سرکوب کند.

the movie's hero surprised everyone with unexpected clownishness in critical moments.

قهرمان فیلم همه را با مضحک بودن غیرمنتظره در لحظات حساس غافلگیر کرد.

his clownishness was a coping mechanism he developed as a child.

مضحک بودن او یک مکانیسم مقابله ای بود که در کودکی توسعه داد.

the team's clownishness during practice helped relieve pressure before the big game.

مضحک بودن تیم در طول تمرین به کاهش فشار قبل از بازی بزرگ کمک کرد.

we were amazed by the sheer clownishness of his dance moves at the party.

ما تحت تاثیر مضحک بودن محض حرکات رقص او در مهمانی قرار گرفتیم.

the teacher's uncharacteristic clownishness made the students love her immediately.

مضحک بودن غیرمعمول معلم باعث شد دانش آموزان فوراً او را دوست داشته باشند.

the actor's portrayal of the villain included surprising clownishness that made him memorable.

تصویرسازی بازیگر از شخصیت شرور شامل مضحک بودن غیرمنتظره ای بود که او را به یاد ماندنی کرد.

the documentary captured the natural clownishness of dolphins at play.

مستند مضحک بودن طبیعی دلفین ها در حال بازی را به تصویر کشید.

despite his advanced age, grandfather's clownishness never failed to entertain his grandchildren.

با وجود سن پیشرفته اش، مضحک بودن پدربزرگ هرگز باعث نشد که نتواند نوه‌هایش را سرگرم کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید