clung

[ایالات متحده]/klʌŋ/
[بریتانیا]/klʌŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته participle از cling; به طور محکم نگه داشتن; به طور نزدیک چسبیدن; در یک باور یا ایده پافشاری کردن

عبارات و ترکیب‌ها

clung tightly

چسبید به شدت

clung together

در کنار هم چسبیدند

clung on

چسبید

clung fast

سریع چسبید

clung desperately

به شدت چسبید

clung close

نزدیک چسبید

clung to

چسبید به

clung around

چسبید اطراف

clung like

مثل چسبیدن

clung in

در چسبیدن

جملات نمونه

she clung to her mother during the scary movie.

او در طول فیلم ترسناک به مادرش چسبید.

the child clung to his toy as he fell asleep.

کودک در حالی که به خواب می‌رفت به اسباب‌بازی‌اش چسبید.

he clung to the hope of finding a new job.

او به امید یافتن شغل جدید چسبید.

the climber clung to the rock face for dear life.

صخره‌نورد برای نجات جانش به وجه صخره چسبید.

she clung to the railing as she walked down the stairs.

او در حالی که از پله‌ها پایین می‌آمد به نرده چسبید.

the cat clung to its owner during the thunderstorm.

گربه در طول طوفان به صاحبش چسبید.

he clung to his beliefs despite the criticism.

او با وجود انتقادها به باورهای خود چسبید.

they clung to each other as the waves crashed around them.

آنها در حالی که موج‌ها دورشان می‌شکستند به یکدیگر چسبیدند.

the dog clung to its owner, afraid of the fireworks.

سگ از ترس آتش‌بازی به صاحبش چسبید.

she clung to the memories of her childhood.

او خاطرات دوران کودکی خود را حفظ کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید