clunky

[ایالات متحده]/ˈklʌŋ.ki/
[بریتانیا]/ˈklʌŋ.ki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دست و پا گیر یا سنگین در حرکت یا طراحی; داشتن تأثیر منفی; دشوار

عبارات و ترکیب‌ها

clunky design

طراحی دست و پا گیر

clunky interface

رابط کاربری دست و پا گیر

clunky software

نرم افزار دست و پا گیر

clunky system

سیستم دست و پا گیر

clunky device

دستگاه دست و پا گیر

clunky performance

عملکرد دست و پا گیر

clunky process

فرآیند دست و پا گیر

clunky mechanism

مکانیزم دست و پا گیر

clunky navigation

ناوبری دست و پا گیر

clunky experience

تجربه کاربری دست و پا گیر

جملات نمونه

the new software update feels a bit clunky.

به‌روزرسانی نرم‌افزار جدید کمی دست‌و‌پا‌گیر به نظر می‌رسد.

her clunky shoes made it hard for her to walk quietly.

کفش‌های دست‌و‌پا‌گیری او باعث می‌شد به سختی و بدون صدا راه برود.

the presentation was good, but the visuals were clunky.

ارائه خوب بود، اما تصاویر بصری دست‌و‌پا‌گیر بودند.

he found the old car to be too clunky for city driving.

او معتقد بود که ماشین قدیمی برای رانندگی در شهر خیلی دست‌و‌پا‌گیر است.

her clunky writing style made the article hard to read.

سبک نوشتاری دست‌و‌پا‌گیری او خواندن مقاله را دشوار می‌کرد.

the clunky interface of the app frustrated many users.

رابط کاربری دست‌و‌پا‌گیر برنامه بسیاری از کاربران را ناامید کرد.

he tried to fix the clunky machinery in the workshop.

او سعی کرد ماشین‌آلات دست‌و‌پا‌گیر را در کارگاه تعمیر کند.

the movie had a clunky plot that didn't flow well.

فیلم دارای طرحی دست‌و‌پا‌گیر بود که به خوبی پیش نمی‌رفت.

the clunky backpack made hiking uncomfortable.

کوله پشتی دست‌و‌پا‌گیر پیاده‌روی را ناراحت‌کننده می‌کرد.

her clunky explanations confused the audience.

توضیحات دست‌و‌پا‌گیر او باعث سردرگمی مخاطبان شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید