clutters

[ایالات متحده]/ˈklʌtəz/
[بریتانیا]/ˈklʌtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چیزهایی که در حالت بی‌نظمی هستند
v. چیزی را با مجموعه‌ای نامنظم از چیزها پر یا پوشاندن

عبارات و ترکیب‌ها

mental clutters

هرج و مرج ذهنی

visual clutters

هرج و مرج بصری

space clutters

هرج و مرج فضایی

clutters around

هرج و مرج اطراف

clutters up

آشفته کردن

clutters in

هرج و مرج در

clutters out

هرج و مرج خارج

daily clutters

هرج و مرج روزانه

emotional clutters

هرج و مرج احساسی

digital clutters

هرج و مرج دیجیتال

جملات نمونه

the room clutters with old newspapers and magazines.

اتاق مملو از روزنامه‌ها و مجلات قدیمی است.

he clutters his desk with unnecessary items.

او میزش را با وسایل غیرضروری شلوغ می‌کند.

the garage clutters with tools and equipment.

پارکینگ مملو از ابزارها و تجهیزات است.

her mind clutters with too many thoughts.

ذهنش مملو از افکار زیاد است.

the kitchen clutters during the holiday season.

آشپزخانه در تعطیلات شلوغ می‌شود.

kids often clutter their toys all over the floor.

کودکان اغلب اسباب‌بازی‌های خود را در همه جا روی زمین پخش می‌کنند.

his schedule clutters with back-to-back meetings.

برنامه‌اش مملو از جلسات متوالی است.

the website clutters with too many ads.

وب‌سایت مملو از تبلیغات زیاد است.

cluttered spaces can lead to stress and anxiety.

فضاهای شلوغ می‌توانند منجر به استرس و اضطراب شوند.

she decided to declutter her home to create a peaceful environment.

او تصمیم گرفت خانه‌اش را مرتب کند تا محیطی آرام ایجاد کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید