coarsened

[ایالات متحده]/ˈkɔːsənd/
[بریتانیا]/ˈkɔrsənd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (به) زبر یا خشن کردن

عبارات و ترکیب‌ها

coarsened texture

بافت زبر

coarsened surface

سطح زبر

coarsened grain

دانه زبر

coarsened edges

لبه های زبر

coarsened material

مواد زبر

coarsened fibers

الیاف زبر

coarsened finish

پوشش زبر

coarsened particles

ذرات زبر

coarsened structure

ساختار زبر

coarsened appearance

ظاهر زبر

جملات نمونه

the fabric has coarsened after several washes.

پارچه پس از چندین بار شستشو زبرتر شده است.

his hands have coarsened from years of hard labor.

دست‌های او پس از سال‌ها کار سخت زبر شده‌اند.

over time, the texture of the wood coarsened.

با گذشت زمان، بافت چوب زبرتر شد.

the artist's style coarsened in his later works.

سبک هنرمند در آثار بعدی او زبرتر شد.

as the material coarsened, it lost its softness.

همانطور که ماده زبرتر شد، نرمی خود را از دست داد.

her voice coarsened after years of singing.

صدای او پس از سال‌ها آواز خواندن زبرتر شد.

the coarsened surface made it difficult to paint.

سطح زبر مانع از نقاشی کردن می‌شد.

his demeanor coarsened as he became more frustrated.

همانطور که او بیشتر ناامید می‌شد، رفتار او زبرتر می‌شد.

the coarsened soil was less suitable for planting.

خاک زبر برای کاشت کمتر مناسب بود.

after the incident, her feelings coarsened towards others.

پس از حادثه، احساسات او نسبت به دیگران زبرتر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید