coddler

[ایالات متحده]/ˈkɒdlə(r)/
[بریتانیا]/ˈkɑːdlər/

ترجمه

n. شخصی که با مراقبت و محافظت بیش از حد با دیگران رفتار می‌کند؛ کسی که اغراق‌آمیز مراقبت یا نوازش می‌کند.
Word Forms
جمعcoddlers

عبارات و ترکیب‌ها

overprotective coddler

Persian_translation

mother coddler

Persian_translation

جملات نمونه

her well-meaning coddler approach prevented her children from developing resilience.

رویکرد محبت‌آمیز و بیش از حد محافظه‌کارانه‌اش مانع از رشد تاب‌آوری کودکانش شد.

the coach was known as a coddler who never pushed his players hard enough.

مربی به خاطر اینکه به اندازه کافی بازیکنانش را تحت فشار نمی‌گذاشت، به عنوان یک فرد محافظه‌کار و بیش از حد دلسوز شناخته می‌شد.

excessive coddler behavior can actually harm a child's emotional development.

رفتار بیش از حد محافظه‌کارانه و دلسوزانه می‌تواند به طور جدی به رشد عاطفی کودک آسیب برساند.

his coddler attitude toward his employees stifled their professional growth.

نگاه محافظه‌کارانه و دلسوزانه او به کارمندانش، باعث خفه شدن رشد حرفه‌ای آن‌ها شد.

the coddler parent meant well but inadvertently created dependent adults.

والدین محافظه‌کارانه و دلسوز، با وجود نیت خوب، ناخواسته بزرگسالانی وابسته ایجاد کردند.

she was seen as an overprotective coddler by her colleagues.

همکاران او را به عنوان فردی بیش از حد محافظه‌کار و دلسوز می‌دیدند.

a coddler mentor can prevent protégés from learning crucial problem-solving skills.

یک مربی محافظه‌کارانه و دلسوز می‌تواند از یادگیری مهارت‌های ضروری حل مسئله توسط شاگردان جلوگیری کند.

the coddler style of leadership often results in demotivated teams.

سبک رهبری محافظه‌کارانه و دلسوزانه اغلب منجر به ایجاد تیم‌های بی‌انگیزه می‌شود.

her coddler methods, though gentle, failed to prepare students for real challenges.

روش‌های محافظه‌کارانه و دلسوزانه او، اگرچه ملایم بودند، اما نتوانستند دانش‌آموزان را برای مواجهه با چالش‌های واقعی آماده کند.

being a constant coddler can undermine someone's confidence in their own abilities.

محافظه‌کاری و دلسوزی مداوم می‌تواند اعتماد یک فرد به توانایی‌های خود را تضعیف کند.

the teacher's coddler philosophy clashed with the school's rigorous academic standards.

فلسفه محافظه‌کارانه و دلسوزانه معلم با استانداردهای علمی سختگیرانه مدرسه در تضاد بود.

he recognized that his coddler habits were limiting his daughter's independence.

او متوجه شد که عادت‌های محافظه‌کارانه و دلسوزانه‌اش باعث محدود شدن استقلال دخترش می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید