rare collectibles
کلکسیونهای نادره
vintage collectibles
کلکسیونهای قدیمی
sports collectibles
کلکسیونهای ورزشی
collectibles market
بازار کلکسیونها
collectibles auction
حراج کلکسیونها
collectibles shop
فروشگاه کلکسیونها
collectibles fair
نمایشگاه کلکسیونها
collectibles guide
راهنمای کلکسیونها
collectibles display
نمایش کلکسیونها
collectibles investment
سرمایهگذاری در کلکسیونها
my grandfather collected rare collectibles throughout his life.
پدربزرگم در طول زندگی خود کلکسیونهای کمیاب زیادی جمعآوری کرد.
many people invest in collectibles as a way to diversify their portfolio.
بسیاری از افراد به عنوان راهی برای متنوع کردن سبد سرمایهگذاری خود در کلکسیونها سرمایهگذاری میکنند.
she displayed her collectibles proudly in a glass cabinet.
او به افتخار کلکسیونهای خود آنها را در یک کابینت شیشهای به نمایش گذاشت.
there is a growing market for vintage collectibles online.
بازار آنلاین برای کلکسیونهای قدیمی در حال رشد است.
he found some valuable collectibles at the flea market.
او مقداری کلکسیون با ارزش در بازار محلی پیدا کرد.
collectibles can often appreciate in value over time.
کلکسیونها اغلب میتوانند در طول زمان ارزش آنها افزایش یابد.
she has a passion for collecting sports memorabilia and other collectibles.
او علاقه زیادی به جمعآوری یادگارهای ورزشی و سایر کلکسیونها دارد.
collectibles can be a fun way to connect with history.
کلکسیونها میتوانند راهی سرگرمکننده برای ارتباط با تاریخ باشند.
he started a blog to share tips on how to care for collectibles.
او یک وبلاگ راه اندازی کرد تا نکاتی در مورد نحوه مراقبت از کلکسیون ها به اشتراک بگذارد.
attending collectibles conventions can be an exciting experience.
شرکت در نمایشگاههای کلکسیون میتواند یک تجربه هیجانانگیز باشد.
rare collectibles
کلکسیونهای نادره
vintage collectibles
کلکسیونهای قدیمی
sports collectibles
کلکسیونهای ورزشی
collectibles market
بازار کلکسیونها
collectibles auction
حراج کلکسیونها
collectibles shop
فروشگاه کلکسیونها
collectibles fair
نمایشگاه کلکسیونها
collectibles guide
راهنمای کلکسیونها
collectibles display
نمایش کلکسیونها
collectibles investment
سرمایهگذاری در کلکسیونها
my grandfather collected rare collectibles throughout his life.
پدربزرگم در طول زندگی خود کلکسیونهای کمیاب زیادی جمعآوری کرد.
many people invest in collectibles as a way to diversify their portfolio.
بسیاری از افراد به عنوان راهی برای متنوع کردن سبد سرمایهگذاری خود در کلکسیونها سرمایهگذاری میکنند.
she displayed her collectibles proudly in a glass cabinet.
او به افتخار کلکسیونهای خود آنها را در یک کابینت شیشهای به نمایش گذاشت.
there is a growing market for vintage collectibles online.
بازار آنلاین برای کلکسیونهای قدیمی در حال رشد است.
he found some valuable collectibles at the flea market.
او مقداری کلکسیون با ارزش در بازار محلی پیدا کرد.
collectibles can often appreciate in value over time.
کلکسیونها اغلب میتوانند در طول زمان ارزش آنها افزایش یابد.
she has a passion for collecting sports memorabilia and other collectibles.
او علاقه زیادی به جمعآوری یادگارهای ورزشی و سایر کلکسیونها دارد.
collectibles can be a fun way to connect with history.
کلکسیونها میتوانند راهی سرگرمکننده برای ارتباط با تاریخ باشند.
he started a blog to share tips on how to care for collectibles.
او یک وبلاگ راه اندازی کرد تا نکاتی در مورد نحوه مراقبت از کلکسیون ها به اشتراک بگذارد.
attending collectibles conventions can be an exciting experience.
شرکت در نمایشگاههای کلکسیون میتواند یک تجربه هیجانانگیز باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید