compellingly

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که جذاب یا قانع‌کننده باشد

جملات نمونه

The movie was compellingly well-acted.

فیلم به طرز قانع‌کننده‌ای خوب بازی شده بود.

She compellingly argued her case in court.

او به طور قانع‌کننده‌ای پرونده خود را در دادگاه مطرح کرد.

The book compellingly explores the complexities of human nature.

کتاب به طور قانع‌کننده‌ای پیچیدگی‌های طبیعت انسان را بررسی می‌کند.

His speech was compellingly persuasive.

سخنرانی او به طرز قانع‌کننده‌ای متقاعد کننده بود.

The artist's work is compellingly beautiful.

هنر هنرمند به طرز قانع‌کننده‌ای زیبا است.

The evidence presented was compellingly convincing.

شواهد ارائه شده به طرز قانع‌کننده‌ای قانع‌کننده بود.

The novel compellingly captures the essence of the time period.

رمان به طور قانع‌کننده‌ای جوهر دوره زمانی را به تصویر می‌کشد.

The music compellingly evokes strong emotions.

موسیقی به طور قانع‌کننده‌ای احساسات قوی را برمی‌انگیزد.

The speaker compellingly conveyed the importance of environmental conservation.

سخنرانی به طور قانع‌کننده‌ای اهمیت حفظ محیط زیست را منتقل کرد.

The play compellingly portrays the struggles of the characters.

نمایش به طور قانع‌کننده‌ای مبارزات شخصیت‌ها را به تصویر می‌کشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید