unconvincingly

[ایالات متحده]/[ʌnˈkɒnvɪŋli]/
[بریتانیا]/[ʌnˈkɒnvɪŋli]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به گونه‌ای که متقاعد کننده نیست؛ بدون متقاعد کردن؛ بدون موفقیت در متقاعد کردن کسی.

عبارات و ترکیب‌ها

spoke unconvincingly

به طور متقن نمی‌گفت

acting unconvincingly

به طور متقن نمی‌کرد

looked unconvincingly

به طور متقن نمی‌نگاه می‌کرد

smiled unconvincingly

به طور متقن نمی‌خندید

argued unconvincingly

به طور متقن می‌خواست

denied unconvincingly

به طور متقن انکار می‌کرد

defended unconvincingly

به طور متقن دفاع می‌کرد

replied unconvincingly

به طور متقن پاسخ می‌داد

sounded unconvincingly

به طور متقن صدایش می‌گذارد

claimed unconvincingly

به طور متقن مدعی می‌شد

جملات نمونه

he attempted to smile unconvincingly at the awkward situation.

او سعی کرد با یک لبخند غیرموفق به موقعیت پردردسر نگاه کند.

she denied knowing anything, unconvincingly avoiding eye contact.

او انکار کرد که هر چیزی را می‌داند، به طور غیرموفق از تماس چشمی پرهیز کرد.

the suspect claimed innocence unconvincingly, fidgeting with his hands.

مشکوک به طور غیرموفق بی‌گناهی خود را دفاع کرد، دستانش را به طور ناگهانی در هوا می‌چرخاند.

he apologized unconvincingly after accidentally spilling the coffee.

پس از ناخواسته ریختن قهوه، او به طور غیرموفق عذرخواهی کرد.

she praised the food unconvincingly, pushing it around her plate.

او غذایی را به طور غیرموفق تحسین کرد، آن را در طول صفحه غذایش می‌چرخاند.

he agreed with her unconvincingly, clearly wanting to end the discussion.

او به طور غیرموفق با او موافقت کرد، به وضوح می‌خواست گفتگو را پایان دهد.

the politician defended his actions unconvincingly during the press conference.

سیاستمدار در کنفرانس خبری به طور غیرموفق اقدامات خود را دفاع کرد.

he nodded unconvincingly, signaling his lack of understanding.

او به طور غیرموفق نود کرد، نشان دادن عدم درک خود را.

she feigned enthusiasm unconvincingly for the boring presentation.

او به طور غیرموفق شور و شعف را برای ارائه خسته‌کننده نمایش داد.

he offered his condolences unconvincingly, seeming detached from the loss.

او به طور غیرموفق تعزیت خود را ارائه کرد، به نظر می‌رسد از این زیان دور است.

the child insisted he hadn't broken the vase unconvincingly.

کودک به طور غیرموفق اصرار کرد که لیوان را نشکسته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید