complaisantly

[ایالات متحده]/kəmˈpleɪ.zənt.li/
[بریتانیا]/kəmˈpleɪ.zənt.li/

ترجمه

adv. به طور مایل یا توافقی

عبارات و ترکیب‌ها

complaisantly agree

با کمال میل موافقت کنید

complaisantly accept

با کمال میل بپذیرید

complaisantly respond

با کمال میل پاسخ دهید

complaisantly assist

با کمال میل کمک کنید

complaisantly follow

با کمال میل دنبال کنید

complaisantly submit

با کمال میل ارسال کنید

complaisantly comply

با کمال میل رعایت کنید

complaisantly yield

با کمال میل تسلیم شوید

complaisantly nod

با کمال میل سر تکان دهید

جملات نمونه

she complaisantly accepted the invitation to the party.

او با خوشحالی دعوت به مهمانی را پذیرفت.

he complaisantly agreed to help his friend with the project.

او با خوشحالی قبول کرد که به دوستش در پروژه کمک کند.

the staff complaisantly assisted the customers with their inquiries.

پرسنل با خوشحالی به مشتریان در پاسخ به سوالاتشان کمک کردند.

she smiled complaisantly at the compliment.

او با خوشحالی به تعریف پاسخ داد.

the dog complaisantly followed its owner everywhere.

سگ با خوشحالی همه جا به دنبال صاحبش می چرخید.

he complaisantly listened to her concerns.

او با خوشحالی به نگرانی های او گوش داد.

they complaisantly agreed to the changes in the schedule.

آنها با خوشحالی با تغییرات در برنامه موافقت کردند.

she complaisantly offered her assistance to the new employee.

او با خوشحالی کمک خود را به کارمند جدید پیشنهاد کرد.

the children complaisantly shared their toys with each other.

کودکان با خوشحالی اسباب بازی های خود را با یکدیگر به اشتراک گذاشتند.

he complaisantly made adjustments to his plans for her.

او با خوشحالی تغییراتی را در برنامه های خود برای او ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید