adhering

[ایالات متحده]/[əˈhɪərɪŋ]/
[بریتانیا]/[əˈhɪrɪŋ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به چسبیدن یا پایبند ماندن به چیزی؛ دنبال کردن یک مسیر عملی؛ حمایت یا وفاداری به یک شخص، هدف یا باور؛ چسبیدن به یک سطح.
adj. چسبنده به چیزی؛ وفادار.

عبارات و ترکیب‌ها

adhering to guidelines

رعایت دستورالعمل‌ها

adhering strictly

رعایت دقیق

adhering closely

رعایت نزدیک

adhering firmly

رعایت محکم

adhering consistently

رعایت مداوم

adhering to policy

رعایت سیاست

adhering to schedule

رعایت برنامه

adhering carefully

رعایت با دقت

adhering requirements

رعایت الزامات

adhering standards

رعایت استانداردها

جملات نمونه

we are adhering to the strict safety guidelines.

ما به دستورالعمل‌های ایمنی سخت‌گیرانه پایبند هستیم.

the company is adhering to a new marketing strategy.

شرکت به یک استراتژی بازاریابی جدید پایبند است.

adhering to the schedule is crucial for project success.

رعایت برنامه برای موفقیت پروژه بسیار مهم است.

she is adhering to a strict diet for health reasons.

او به دلیل مسائل بهداشتی به یک رژیم غذایی سخت‌گیرانه پایبند است.

the team is adhering to the established protocols.

تیم به پروتکل‌های تعیین‌شده پایبند است.

adhering to ethical principles is paramount in this role.

رعایت اصول اخلاقی در این نقش بسیار مهم است.

he is adhering to the advice of his financial advisor.

او به توصیه مشاور مالی خود پایبند است.

adhering to the legal requirements is non-negotiable.

رعایت الزامات قانونی غیرقابل مذاکره است.

the glue is adhering well to the surface.

چسب به خوبی به سطح می‌چسبد.

adhering to a routine can improve productivity.

رعایت یک روال می‌تواند بهره‌وری را بهبود بخشد.

we are adhering to the principles of fairness and transparency.

ما به اصول انصاف و شفافیت پایبند هستیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید