compromisers often lose.
گاهی افرادی که از میانگین گرفته میشوند بازنده میشوند.
being compromisers isn't good.
بودن یک فرد میانگین خوب نیست.
compromisers' views.
نظرات افراد میانگین.
compromisers rarely win.
افراد میانگین به ندرت برنده میشوند.
compromisers' stance.
موضع افراد میانگین.
compromisers' approach.
رویکرد افراد میانگین.
the company sought compromisers willing to negotiate a deal.
شرکت به دنبال میانجیگرانی بود که آماده به توافق رسیدن باشند.
are there any compromisers on either side of this debate?
آیا در هر دو طرف این بحث میانجیگری وجود دارد؟
he was known as a skilled compromiser in the legislature.
او به عنوان یک میانجیگر ماهر در قانونگذاری شناخته میشد.
the union needs compromisers to avoid a strike.
اتحادیه به میانجیگرانی نیاز دارد تا از اعتصاب جلوگیری شود.
not all compromisers are seen as weak or indecisive.
همه میانجیگران به عنوان ضعیف یا ناگونه نمیشوند.
finding common ground requires effective compromisers.
یافتن زمین مشترک نیاز به میانجیگران مؤثر دارد.
the project failed due to a lack of compromisers.
این پروژه به دلیل کمبود میانجیگران شکست خورده است.
she’s a natural compromiser, always seeking middle ground.
او یک میانجیگر طبیعی است که همیشه به دنبال نقطه وسط میگردد.
the negotiations stalled because of inflexible non-compromisers.
تلاشهای مذاکره به دلیل نامیانجیگرانی که انعطافناپذیر بودند متوقف شد.
we need compromisers who can think outside the box.
ما به میانجیگرانی نیاز داریم که بتوانند خارج از چارچوب فکر کنند.
the role of compromisers is vital for peaceful resolutions.
نقش میانجیگران برای رسیدن به حلالولیهای آرامشبخش حیاتی است.
compromisers often lose.
گاهی افرادی که از میانگین گرفته میشوند بازنده میشوند.
being compromisers isn't good.
بودن یک فرد میانگین خوب نیست.
compromisers' views.
نظرات افراد میانگین.
compromisers rarely win.
افراد میانگین به ندرت برنده میشوند.
compromisers' stance.
موضع افراد میانگین.
compromisers' approach.
رویکرد افراد میانگین.
the company sought compromisers willing to negotiate a deal.
شرکت به دنبال میانجیگرانی بود که آماده به توافق رسیدن باشند.
are there any compromisers on either side of this debate?
آیا در هر دو طرف این بحث میانجیگری وجود دارد؟
he was known as a skilled compromiser in the legislature.
او به عنوان یک میانجیگر ماهر در قانونگذاری شناخته میشد.
the union needs compromisers to avoid a strike.
اتحادیه به میانجیگرانی نیاز دارد تا از اعتصاب جلوگیری شود.
not all compromisers are seen as weak or indecisive.
همه میانجیگران به عنوان ضعیف یا ناگونه نمیشوند.
finding common ground requires effective compromisers.
یافتن زمین مشترک نیاز به میانجیگران مؤثر دارد.
the project failed due to a lack of compromisers.
این پروژه به دلیل کمبود میانجیگران شکست خورده است.
she’s a natural compromiser, always seeking middle ground.
او یک میانجیگر طبیعی است که همیشه به دنبال نقطه وسط میگردد.
the negotiations stalled because of inflexible non-compromisers.
تلاشهای مذاکره به دلیل نامیانجیگرانی که انعطافناپذیر بودند متوقف شد.
we need compromisers who can think outside the box.
ما به میانجیگرانی نیاز داریم که بتوانند خارج از چارچوب فکر کنند.
the role of compromisers is vital for peaceful resolutions.
نقش میانجیگران برای رسیدن به حلالولیهای آرامشبخش حیاتی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید