conceiving

[ایالات متحده]/kənˈsiːvɪŋ/
[بریتانیا]/kənˈsiːvɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل فعلی حال از conceive; برای شکل دادن یا طراحی (یک طرح یا ایده) در ذهن; برای تصور کردن یا فکر کردن به چیزی; برای باردار شدن

عبارات و ترکیب‌ها

conceiving ideas

ایده پردازی

conceiving plans

برنامه‌ریزی

conceiving solutions

یافتن راه حل

conceiving dreams

رویای بافی

conceiving projects

ایده‌پردازی پروژه‌ها

conceiving strategies

تدوین استراتژی

conceiving concepts

ایده‌پردازی مفاهیم

conceiving methods

ایده‌پردازی روش‌ها

conceiving visions

ایده‌پردازی چشم‌اندازها

conceiving narratives

ایده‌پردازی روایت‌ها

جملات نمونه

she is conceiving a new idea for the project.

او در حال تصور یک ایده جدید برای پروژه است.

conceiving a child can be a beautiful experience.

باردار شدن و داشتن فرزند می‌تواند تجربه‌ای زیبا باشد.

he is conceiving a plan to improve the business.

او در حال طراحی برنامه‌ای برای بهبود کسب و کار است.

they are conceiving a new strategy for marketing.

آنها در حال طراحی یک استراتژی جدید برای بازاریابی هستند.

conceiving an innovative product takes time and effort.

ابتکار یک محصول نوآورانه زمان و تلاش می‌برد.

she has a talent for conceiving beautiful stories.

او استعداد خلق داستان‌های زیبا را دارد.

conceiving a masterpiece requires inspiration.

خلق یک شاهکار نیازمند الهام است.

he is conceiving ways to enhance user experience.

او در حال طراحی راه‌هایی برای بهبود تجربه کاربر است.

the artist is conceiving a new series of paintings.

هنرمند در حال طراحی مجموعه‌ای جدید از نقاشی‌ها است.

conceiving a solution to the problem is essential.

یافتن راه حلی برای مشکل ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید