condolence

[ایالات متحده]/kənˈdəʊləns/
[بریتانیا]/kənˈdoʊləns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. همدردی ابراز شده برای کسی که به خاطر مرگ یک عزیز رنج می‌برد؛ ابراز همدردی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

My deepest condolences

تسلیت عمیق من

Heartfelt condolences

تسلیت‌های صمیمانه

Offering condolences

ابراز همدردی

جملات نمونه

a missive of condolence;

نامه تسلیت;

express one's condolence to

ابراز تسلیت به

Please accept our sincere condolences.

لطفاً تسلیت‌های صمیمانه ما را بپذیرید.

we offer our sincere condolences to his widow.

ما تسلیت‌های صمیمانه خود را به همسرش ارائه می‌دهیم.

We extended our condolences to the bereaved family.

ما تسلیت خود را به خانواده داغدار ابراز کردیم.

Please accept my condolences on your mother's death.

لطفاً تسلیت‌های من را به خاطر مرگ مادرتان بپذیرید.

Please accept my condolences on your mother’s death.

لطفاً تسلیت‌های من را به خاطر مرگ مادرتان بپذیرید.

We would like to take this opportunity to convey our heartfelt condolences to the families of the victims.

ما می‌خواهیم از این فرصت برای ابراز صمیمانه تسلیت خود به خانواده‌های قربانیان استفاده کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید