condonation

[ایالات متحده]/ˌkɒndəˈneɪʃən/
[بریتانیا]/ˌkɑːndəˈneɪʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل بخشش یا نادیده گرفتن یک تخلف
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

legal condonation

بخشش قانونی

condonation of sins

بخشش گناهان

condonation policy

سیاست بخشودگی

condonation agreement

توافقنامه بخشودگی

implicit condonation

بخشودگی ضمنی

condonation clause

ماده بخشودگی

condonation process

فرآیند بخشودگی

condonation effect

اثر بخشودگی

condonation request

درخواست بخشودگی

condonation criteria

معیارهای بخشودگی

جملات نمونه

his condonation of the mistake surprised everyone.

بخشش او از اشتباه، همه را شگفت‌زده کرد.

the judge's condonation of the minor offense was unexpected.

بخشش قاضی از جرم جزئی غیرمنتظره بود.

she sought condonation for her late submission.

او به دنبال بخشش برای ارسال دیرنگردان خود بود.

his condonation of her behavior showed his understanding.

بخشش او از رفتار او نشان دهنده درک او بود.

condonation can sometimes lead to repeat offenses.

بخشیدن گاهی اوقات می تواند منجر به تکرار جرایم شود.

the company offered condonation for the error in billing.

شرکت بخششی برای خطای صورتحساب ارائه کرد.

her condonation of his actions was a sign of forgiveness.

بخشش او از اقداماتش نشانه ای از بخشش بود.

they hoped for condonation from the authorities.

آنها امیدوار بودند که از مقامات بخششی دریافت کنند.

his condonation of the issue helped to resolve the conflict.

بخشش او از این موضوع به حل اختلاف کمک کرد.

condonation is often misunderstood in legal contexts.

بخشیدن اغلب در زمینه های قانونی به درستی درک نمی شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید