condonations

[ایالات متحده]/ˌkɒndəˈneɪʃənz/
[بریتانیا]/ˌkɑːndəˈneɪʃənz/

ترجمه

n. بخشش یا عفو برای یک جرم، به ویژه در زمینه خیانت بین همسران

عبارات و ترکیب‌ها

legal condonations

عفوهای قانونی

social condonations

عفوهای اجتماعی

moral condonations

عفوهای اخلاقی

conditional condonations

عفوهای مشروط

implicit condonations

عفوهای ضمنی

explicit condonations

عفوهای صریح

universal condonations

عفوهای جهانی

public condonations

عفوهای عمومی

personal condonations

عفوهای شخصی

cultural condonations

عفوهای فرهنگی

جملات نمونه

his condonations for bad behavior were surprising.

بخشندگی او برای رفتار بد غیرمنتظره بود.

she offered condonations to help ease the tension.

او بخشش را برای کاهش تنش پیشنهاد کرد.

the teacher's condonations were meant to encourage students.

بخشندگی معلم برای تشویق دانش آموزان بود.

his frequent condonations led to a lack of discipline.

بخشندگی های مکرر او منجر به فقدان انضباط شد.

she believed in the power of condonations to heal relationships.

او به قدرت بخشش برای ترمیم روابط اعتقاد داشت.

condonations can sometimes be misunderstood as weakness.

بخشش گاهی اوقات ممکن است به عنوان ضعف درک شود.

the manager's condonations improved team morale.

بخشندگی مدیر باعث بهبود روحیه تیم شد.

his condonations were a sign of maturity.

بخشندگی او نشانه ای از بلوغ بود.

they sought condonations after their argument.

آنها پس از بحث خود به دنبال بخشش بودند.

her condonations showed her understanding and compassion.

بخشندگی او نشان دهنده درک و شفقت او بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید