confections

[ایالات متحده]/kənˈfɛkʃənz/
[بریتانیا]/kənˈfɛkʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. غذاهای شیرین یا آبنبات‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

sweet confections

شیرینی‌های خوشمزه

chocolate confections

شیرینی‌های شکلاتی

gourmet confections

شیرینی‌های گوروته

handmade confections

شیرینی‌های دست‌ساز

traditional confections

شیرینی‌های سنتی

artisan confections

شیرینی‌های صنایع دستی

assorted confections

شیرینی‌های مخلوط

festive confections

شیرینی‌های جشن

sugar confections

شیرینی‌های شکر

delicious confections

شیرینی‌های خوشمزه

جملات نمونه

she enjoys making sweet confections for her friends.

او از درست کردن شیرینی های خوشمزه برای دوستانش لذت می برد.

the bakery specializes in gourmet confections.

آن شیرینی فروشی در تهیه شیرینی های گران قیمت تخصص دارد.

confections are often given as gifts during holidays.

شیرینی ها اغلب به عنوان هدیه در تعطیلات داده می شوند.

he has a talent for creating unique confections.

او استعداد خلق شیرینی های منحصر به فرد دارد.

we visited a shop that sells artisanal confections.

ما از یک مغازه که شیرینی های دست ساز می فروخت دیدن کردیم.

her birthday cake was decorated with colorful confections.

کیک تولدش با شیرینی های رنگارنگ تزئین شده بود.

confections can be made from chocolate, fruit, and nuts.

شیرینی ها را می توان از شکلات، میوه و آجیل تهیه کرد.

they offer a variety of confections for every occasion.

آنها انواع مختلف شیرینی را برای هر مناسبتی ارائه می دهند.

learning to make confections can be a fun hobby.

یادگیری درست کردن شیرینی می تواند یک سرگرمی سرگرم کننده باشد.

many cultures have traditional confections that are unique to them.

فرهنگ های زیادی شیرینی های سنتی دارند که منحصر به فرد آنهاست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید