life confronts
زندگی با رویارویی مواجه است
challenge confronts
چالش با رویارویی مواجه است
reality confronts
واقعیت با رویارویی مواجه است
fear confronts
ترس با رویارویی مواجه است
truth confronts
حقیقت با رویارویی مواجه است
problem confronts
مشکل با رویارویی مواجه است
obstacle confronts
مانع با رویارویی مواجه است
situation confronts
وضعیت با رویارویی مواجه است
decision confronts
تصمیم با رویارویی مواجه است
crisis confronts
بحران با رویارویی مواجه است
the team confronts many challenges during the project.
تیم با چالشهای متعددی در طول پروژه روبرو است.
she confronts her fears every time she speaks in public.
او هر بار که در ملاء عام صحبت میکند، با ترسهای خود روبرو میشود.
he confronts the reality of the situation head-on.
او واقعیت وضعیت را با شجاعت مواجه میکند.
the community confronts issues related to pollution.
جامعه با مسائلی مربوط به آلودگی روبرو است.
they confront their past mistakes to move forward.
آنها برای پیشرفت، اشتباهات گذشته خود را مواجه میکنند.
she confronts the competition with confidence.
او با اعتماد به نفس با رقابت روبرو میشود.
the country confronts economic challenges in the global market.
کشور با چالشهای اقتصادی در بازار جهانی روبرو است.
he confronts difficult decisions every day at work.
او هر روز در محل کار با تصمیمات دشوار روبرو میشود.
the documentary confronts the harsh realities of climate change.
مستند، واقعیتهای سختگیرانه تغییرات آب و هوایی را به تصویر میکشد.
she confronts the truth about her health condition.
او با حقیقت وضعیت سلامتی خود روبرو میشود.
life confronts
زندگی با رویارویی مواجه است
challenge confronts
چالش با رویارویی مواجه است
reality confronts
واقعیت با رویارویی مواجه است
fear confronts
ترس با رویارویی مواجه است
truth confronts
حقیقت با رویارویی مواجه است
problem confronts
مشکل با رویارویی مواجه است
obstacle confronts
مانع با رویارویی مواجه است
situation confronts
وضعیت با رویارویی مواجه است
decision confronts
تصمیم با رویارویی مواجه است
crisis confronts
بحران با رویارویی مواجه است
the team confronts many challenges during the project.
تیم با چالشهای متعددی در طول پروژه روبرو است.
she confronts her fears every time she speaks in public.
او هر بار که در ملاء عام صحبت میکند، با ترسهای خود روبرو میشود.
he confronts the reality of the situation head-on.
او واقعیت وضعیت را با شجاعت مواجه میکند.
the community confronts issues related to pollution.
جامعه با مسائلی مربوط به آلودگی روبرو است.
they confront their past mistakes to move forward.
آنها برای پیشرفت، اشتباهات گذشته خود را مواجه میکنند.
she confronts the competition with confidence.
او با اعتماد به نفس با رقابت روبرو میشود.
the country confronts economic challenges in the global market.
کشور با چالشهای اقتصادی در بازار جهانی روبرو است.
he confronts difficult decisions every day at work.
او هر روز در محل کار با تصمیمات دشوار روبرو میشود.
the documentary confronts the harsh realities of climate change.
مستند، واقعیتهای سختگیرانه تغییرات آب و هوایی را به تصویر میکشد.
she confronts the truth about her health condition.
او با حقیقت وضعیت سلامتی خود روبرو میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید