conjures

[ایالات متحده]/ˈkʌndʒəz/
[بریتانیا]/ˈkʌndʒɚz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. برای احضار یا به وجود آوردن به وسیله جادو؛ به درخواست یا درخواست به شدت؛ برای انجام ترفندها یا توهمات؛ برای اینکه چیزی به نظر برسد که به صورت جادوئی ظاهر شده است

عبارات و ترکیب‌ها

conjures memories

احضار خاطرات

conjures images

احضار تصاویر

conjures feelings

احضار احساسات

conjures up

احضار کردن

conjures magic

احضار جادو

conjures joy

احضار شادی

conjures dreams

احضار رویاها

conjures laughter

احضار خنده

conjures spirits

احضار ارواح

conjures hope

احضار امید

جملات نمونه

the magician conjures a rabbit from his hat.

جادوگر خرگوش را از کلاه خود احضار می‌کند.

this song conjures memories of my childhood.

این آهنگ خاطرات دوران کودکی من را زنده می‌کند.

she conjures images of a beautiful sunset.

او تصاویری از یک غروب خورشید زیبا را در ذهن ایجاد می‌کند.

the artist conjures emotions through her paintings.

هنرمند از طریق نقاشی‌های خود احساسات را برمی‌انگیزد.

his words conjure a sense of hope.

کلمات او حسی از امید را ایجاد می‌کنند.

the story conjures a magical world.

داستان دنیای جادویی را زنده می‌کند.

she conjures a smile despite the sadness.

او با وجود غم و اندوه لبخندی را به وجود می‌آورد.

the chef conjures delicious dishes from simple ingredients.

سرآشپز غذاهای خوشمزه را از مواد اولیه ساده درست می‌کند.

the film conjures a sense of nostalgia.

فیلم حسی از نوستالژی را ایجاد می‌کند.

he conjures up a plan to solve the problem.

او طرحی را برای حل مشکل ایجاد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید