legally construes
به طور قانونی تفسیر میکند
construes broadly
به طور گسترده تفسیر میکند
construes narrowly
به طور محدود تفسیر میکند
construes contextually
در چارچوب متن تفسیر میکند
construes intentionally
با قصد تفسیر میکند
construes legally
به طور قانونی تفسیر میکند
construes correctly
به درستی تفسیر میکند
construes ambiguously
به طور مبهم تفسیر میکند
construes literally
به طور تحتاللفظی تفسیر میکند
construes purposefully
با هدف تفسیر میکند
how one construes the situation can greatly affect their response.
نحوه تفسیر فرد از وضعیت می تواند تأثیر زیادی بر پاسخ آنها داشته باشد.
his comment was construed as an insult by many.
اظهار نظر او توسط بسیاری به عنوان توهین تلقی شد.
the law construes negligence in a very specific way.
قانون سهل انگاری را به روشی بسیار خاص تفسیر می کند.
she construes love differently than her friends do.
او عشق را متفاوت از دوستانش تفسیر می کند.
how you construe their actions can change your perspective.
نحوه تفسیر شما از اقدامات آنها می تواند دیدگاه شما را تغییر دهد.
many people construe success as financial wealth.
بسیاری از مردم موفقیت را به عنوان ثروت مالی تفسیر می کنند.
his words were construed as a warning to others.
کلمات او به عنوان هشداری به دیگران تلقی شد.
different cultures construe politeness in various ways.
فرهنگ های مختلف ادب را به روش های مختلف تفسیر می کنند.
she tends to construe criticism as a personal attack.
او معمولاً انتقاد را به عنوان یک حمله شخصی تفسیر می کند.
how the media construes events can influence public opinion.
نحوه تفسیر رسانه ها از وقایع می تواند بر افکار عمومی تأثیر بگذارد.
legally construes
به طور قانونی تفسیر میکند
construes broadly
به طور گسترده تفسیر میکند
construes narrowly
به طور محدود تفسیر میکند
construes contextually
در چارچوب متن تفسیر میکند
construes intentionally
با قصد تفسیر میکند
construes legally
به طور قانونی تفسیر میکند
construes correctly
به درستی تفسیر میکند
construes ambiguously
به طور مبهم تفسیر میکند
construes literally
به طور تحتاللفظی تفسیر میکند
construes purposefully
با هدف تفسیر میکند
how one construes the situation can greatly affect their response.
نحوه تفسیر فرد از وضعیت می تواند تأثیر زیادی بر پاسخ آنها داشته باشد.
his comment was construed as an insult by many.
اظهار نظر او توسط بسیاری به عنوان توهین تلقی شد.
the law construes negligence in a very specific way.
قانون سهل انگاری را به روشی بسیار خاص تفسیر می کند.
she construes love differently than her friends do.
او عشق را متفاوت از دوستانش تفسیر می کند.
how you construe their actions can change your perspective.
نحوه تفسیر شما از اقدامات آنها می تواند دیدگاه شما را تغییر دهد.
many people construe success as financial wealth.
بسیاری از مردم موفقیت را به عنوان ثروت مالی تفسیر می کنند.
his words were construed as a warning to others.
کلمات او به عنوان هشداری به دیگران تلقی شد.
different cultures construe politeness in various ways.
فرهنگ های مختلف ادب را به روش های مختلف تفسیر می کنند.
she tends to construe criticism as a personal attack.
او معمولاً انتقاد را به عنوان یک حمله شخصی تفسیر می کند.
how the media construes events can influence public opinion.
نحوه تفسیر رسانه ها از وقایع می تواند بر افکار عمومی تأثیر بگذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید