| جمع | contras |
contradict
متناقض بودن
he had worked very hard on the place; she, per contra, had little to do.
او بسیار سخت روی آن مکان کار کرده بود؛ در مقابل، او کار زیادی نداشت.
contradict
متناقض بودن
he had worked very hard on the place; she, per contra, had little to do.
او بسیار سخت روی آن مکان کار کرده بود؛ در مقابل، او کار زیادی نداشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید