contrarevolutionaries

[ایالات متحده]/ˌkɒntrərɛvəˈluːʃənəriz/
[بریتانیا]/ˌkɑːntrərɛvəˈluːʃəneriz/

ترجمه

n. افرادی که علیه یک انقلاب یا علیه اهداف یک انقلاب کار می‌کنند
adj. مخالف یا مبارز با یک انقلاب

عبارات و ترکیب‌ها

the contrarevolutionaries

خواص ضد انقلاب

contrarevolutionaries were

خواص ضد انقلاب بودند

contrarevolutionaries are

خواص ضد انقلاب هستند

suppressing contrarevolutionaries

سقوط خواص ضد انقلاب

hunting contrarevolutionaries

گریز از خواص ضد انقلاب

contrarevolutionaries plotted

خواص ضد انقلاب گروهی شدند

contrarevolutionaries escaped

خواص ضد انقلاب فرار کردند

contrarevolutionaries surrendered

خواص ضد انقلاب تسلیم شدند

arresting contrarevolutionaries

گرفتاری خواص ضد انقلاب

contrarevolutionaries fled

خواص ضد انقلاب فرار کردند

جملات نمونه

the contrarevolutionaries plotted in secret to overthrow the newly established government.

کارگزاران ضد انقلاب در تاریکی برای سرنگونی دولت جدید دست به دستان زدند.

authorities arrested several contrarevolutionaries who were distributing subversive pamphlets throughout the capital.

مقامات چند کارگزار ضد انقلابی را که در سراسر پایتخت فروش گوشه‌نوشت‌های تخریب‌آمیز می‌کردند، دستگیر کردند.

the contrarevolutionaries fled to neighboring countries after their uprising failed miserably.

کارگزاران ضد انقلاب پس از شکست فاش آشوب خود به کشورهای همسایه گریختند.

military forces successfully suppressed the contrarevolutionaries' attempt to seize control of the city.

نیروهای نظامی با موفقیت تلاش کارگزاران ضد انقلاب برای کنترل شهر را سرکوب کردند.

historians continue to debate whether the executed individuals were genuine contrarevolutionaries or political victims.

تاریخ‌نگاران هنوز در مورد اینکه آیا افرادی که کشته شدند واقعی کارگزاران ضد انقلاب بودند یا قربانی‌های سیاسی، بحث می‌کنند.

the authoritarian regime classified all political dissidents as dangerous contrarevolutionaries.

رژیم دiktاتوری تمام مخالفان سیاسی را به عنوان کارگزاران ضد انقلاب خطرناک دسته‌بندی کرد.

contrarevolutionaries often received covert support from foreign powers hostile to the revolution.

کارگزاران ضد انقلاب اغلب حمایت پنهانی از قدرت‌های خارجی که علیه انقلاب بودند دریافت می‌کردند.

the revolutionary government established special tribunals to try alleged contrarevolutionaries.

دولت انقلابی دیوان‌های ویژه‌ای را برای محاکمه افرادی که به عنوان کارگزاران ضد انقلاب شناخته می‌شدند، تأسیس کرد.

many accused contrarevolutionaries were imprisoned without trial during the period of political unrest.

بسیاری از افرادی که به عنوان کارگزاران ضد انقلاب متهم شده بودند، در دوره اضطراب سیاسی بدون محاکمه بازداشت شدند.

the contrarevolutionaries' brief rebellion caused significant damage to critical infrastructure.

آشوب کوتاه مدت کارگزاران ضد انقلاب به زیرساخت‌های حیاتی خسارت جدی وارد کرد.

propaganda posters depicted contrarevolutionaries as enemies of the common people.

پوستر‌های تبلیغاتی کارگزاران ضد انقلاب را به دشمنان مردم عادی توصیف کرد.

some contrarevolutionaries managed to evade capture and lived in hiding for decades.

برخی از کارگزاران ضد انقلاب موفق شدند گریز از دستگیری را پیدا کنند و به مدت دهه‌ها در پنهانی زندگی کنند.

the revolutionary guards identified and neutralized the contrarevolutionaries before they could act.

گارد انقلابی کارگزاران ضد انقلاب را قبل از اینکه عمل کنند، شناسایی و خنثی کردند.

documents revealed that wealthy landowners had financed the contrarevolutionaries' activities.

اسناد نشان داد که صاحبان زمین‌های ثروتمند فعالیت‌های کارگزاران ضد انقلاب را مالکیت می‌کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید