contritely

[ایالات متحده]/kənˈtraɪtli/
[بریتانیا]/kənˈtraɪtli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به شیوه‌ای که پشیمانی یا گناه را نشان می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

apologize contritely

با نهایت پشیمانی عذرخواهی کردن

speak contritely

با نهایت پشیمانی صحبت کردن

act contritely

با نهایت پشیمانی عمل کردن

respond contritely

با نهایت پشیمانی پاسخ دادن

look contritely

با نهایت پشیمانی نگاه کردن

bow contritely

با نهایت پشیمانی تعظیم کردن

confess contritely

با نهایت پشیمانی اعتراف کردن

smile contritely

با نهایت پشیمانی لبخند زدن

accept contritely

با نهایت پشیمانی پذیرفتن

admit contritely

با نهایت پشیمانی اقرار کردن

جملات نمونه

he apologized contritely for his mistake.

او با ناراحتی و پشیمانی برای اشتباهش عذرخواهی کرد.

she looked at him contritely after forgetting their anniversary.

او پس از فراموش کردن سالگرد عشقشان با ناراحتی به او نگاه کرد.

the student contritely admitted he had cheated on the exam.

دانشجو با ناراحتی اعتراف کرد که در امتحان تقلب کرده است.

they spoke contritely about their past actions.

آنها با ناراحتی در مورد اعمال گذشته خود صحبت کردند.

he contritely accepted the consequences of his actions.

او با ناراحتی عواقب اعمال خود را پذیرفت.

the manager contritely acknowledged the team's hard work.

مدیر با ناراحتی از تلاش سخت تیم قدردانی کرد.

she contritely offered to make amends for her behavior.

او با ناراحتی پیشنهاد کرد که برای رفتارش جبران کند.

he spoke contritely, realizing the impact of his words.

او با ناراحتی صحبت کرد و متوجه شد که کلماتش چه تاثیری دارند.

they looked contritely at their parents after the argument.

آنها پس از بحث با ناراحتی به والدین خود نگاه کردند.

the employee contritely requested forgiveness from his boss.

کارمند با ناراحتی طلب بخشش از رئیس خود کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید