| قسمت سوم فعل | converged |
| شکل سوم شخص مفرد | converges |
| صفت یا فعل حال استمراری | converging |
| زمان گذشته | converged |
converging trends
روندهای همگرا
These lines converge at a certain point.
این خطوط در یک نقطه مشخص همگرا میشوند.
The roads converged at the stadium.
جادهها در نزدیکی استادیوم همگرا شدند.
The avenues converge at a central square.
كوچهها در یک میدان مركزی همگرا میشوند.
the powers of E therefore converge very slowly indeed.
بنابراین توانهای E بسیار آهسته همگرا میشوند.
Angry crowds converged on the speaker.
گروههای خشمگین به سمت سخنران همگرا شدند.
two separate people whose lives converge briefly from time to time.
دو نفر جداگانه که زندگی آنها به طور خلاصه در طول زمان با هم تلاقی میکنند.
half a million sports fans will converge on the capital for the London Marathon.
نصف میلیون هوادار ورزشی برای ماراتن لندن به سمت پایتخت همگرا خواهند شد.
a pair of lines of longitude are parallel at the equator but converge toward the poles.
دو خط طول جغرافیایی در استوا موازی هستند اما به سمت قطبها همگرا میشوند.
less fortunate children still converged on the soup kitchens.
کودکان بیسوار و بیکشتار همچنان به آشپزخانههای خیریه همگرا میشدند.
She and her husband both converged upon the caller.
همان و همسرش هر دو به تماسگیرنده رسیدند.
The thunder converges entad, conquering any rigidity;
رعد و برق به سمت داخل همگرا میشود و هرگونه سفتی را فتح میکند.
People converged on the political meeting from all parts of the city.
افراد از تمام نقاط شهر به گردهمایی سیاسی همگرا شدند.
convoys from America and the UK traversed thousands of miles to converge in the Atlantic.
کاروانهایی از آمریکا و بریتانیای کبیر هزاران مایل را طی کردند تا در اقیانوس اطلس همگرا شوند.
This sequence of means does not converge, so 1 − 2 + 3 − 4 + …is not Cesàro summable.
این دنباله از میانگینها همگرا نمیشود، بنابراین 1 − 2 + 3 − 4 + … قابل جمعبندی به روش سزارو نیست.
converging trends
روندهای همگرا
These lines converge at a certain point.
این خطوط در یک نقطه مشخص همگرا میشوند.
The roads converged at the stadium.
جادهها در نزدیکی استادیوم همگرا شدند.
The avenues converge at a central square.
كوچهها در یک میدان مركزی همگرا میشوند.
the powers of E therefore converge very slowly indeed.
بنابراین توانهای E بسیار آهسته همگرا میشوند.
Angry crowds converged on the speaker.
گروههای خشمگین به سمت سخنران همگرا شدند.
two separate people whose lives converge briefly from time to time.
دو نفر جداگانه که زندگی آنها به طور خلاصه در طول زمان با هم تلاقی میکنند.
half a million sports fans will converge on the capital for the London Marathon.
نصف میلیون هوادار ورزشی برای ماراتن لندن به سمت پایتخت همگرا خواهند شد.
a pair of lines of longitude are parallel at the equator but converge toward the poles.
دو خط طول جغرافیایی در استوا موازی هستند اما به سمت قطبها همگرا میشوند.
less fortunate children still converged on the soup kitchens.
کودکان بیسوار و بیکشتار همچنان به آشپزخانههای خیریه همگرا میشدند.
She and her husband both converged upon the caller.
همان و همسرش هر دو به تماسگیرنده رسیدند.
The thunder converges entad, conquering any rigidity;
رعد و برق به سمت داخل همگرا میشود و هرگونه سفتی را فتح میکند.
People converged on the political meeting from all parts of the city.
افراد از تمام نقاط شهر به گردهمایی سیاسی همگرا شدند.
convoys from America and the UK traversed thousands of miles to converge in the Atlantic.
کاروانهایی از آمریکا و بریتانیای کبیر هزاران مایل را طی کردند تا در اقیانوس اطلس همگرا شوند.
This sequence of means does not converge, so 1 − 2 + 3 − 4 + …is not Cesàro summable.
این دنباله از میانگینها همگرا نمیشود، بنابراین 1 − 2 + 3 − 4 + … قابل جمعبندی به روش سزارو نیست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید