| جمع | coquetries |
feminine coquetry
معاشرت زنانه
artful coquetry
معاشرت ماهرانه
coquetry charm
جاذبه معاشرت
coquetry display
نمایش معاشرت
coquetry tactics
تاکتیک های معاشرت
coquetry games
بازی های معاشرت
coquetry style
سبک معاشرت
subtle coquetry
معاشرت ظریف
coquetry allure
جذابیت معاشرت
playful coquetry
معاشرت بازیگوشانه
her coquetry caught his attention immediately.
شیوه اغواکنندهاش بلافاصله توجه او را جلب کرد.
he was charmed by her playful coquetry.
او با شیوه اغواکننده و بازیگوشانه او مجذوب شد.
coquetry can sometimes be mistaken for genuine interest.
گاهی اوقات ممکن است اغواگری با علاقه واقعی اشتباه گرفته شود.
she used coquetry to make him jealous.
او از اغواگری برای ایجاد حسادت در او استفاده کرد.
his coquetry was evident in the way he spoke to her.
شیوه اغواکننده او در نحوه صحبت کردنش با او آشکار بود.
they laughed at her coquetry during the party.
آنها در طول مهمانی به شیوه اغواکننده او خندیدند.
coquetry is often part of the dating game.
اغواگری اغلب بخشی از بازی دوستیابی است.
his coquetry made it hard to take him seriously.
شیوه اغواکننده او باعث میشد او را جدی نگرفتن سخت باشد.
she mastered the art of coquetry in her youth.
او در جوانی هنر اغواگری را آموخت.
coquetry can be a fun way to flirt.
اغواگری میتواند راهی سرگرمکننده برای flirt کردن باشد.
feminine coquetry
معاشرت زنانه
artful coquetry
معاشرت ماهرانه
coquetry charm
جاذبه معاشرت
coquetry display
نمایش معاشرت
coquetry tactics
تاکتیک های معاشرت
coquetry games
بازی های معاشرت
coquetry style
سبک معاشرت
subtle coquetry
معاشرت ظریف
coquetry allure
جذابیت معاشرت
playful coquetry
معاشرت بازیگوشانه
her coquetry caught his attention immediately.
شیوه اغواکنندهاش بلافاصله توجه او را جلب کرد.
he was charmed by her playful coquetry.
او با شیوه اغواکننده و بازیگوشانه او مجذوب شد.
coquetry can sometimes be mistaken for genuine interest.
گاهی اوقات ممکن است اغواگری با علاقه واقعی اشتباه گرفته شود.
she used coquetry to make him jealous.
او از اغواگری برای ایجاد حسادت در او استفاده کرد.
his coquetry was evident in the way he spoke to her.
شیوه اغواکننده او در نحوه صحبت کردنش با او آشکار بود.
they laughed at her coquetry during the party.
آنها در طول مهمانی به شیوه اغواکننده او خندیدند.
coquetry is often part of the dating game.
اغواگری اغلب بخشی از بازی دوستیابی است.
his coquetry made it hard to take him seriously.
شیوه اغواکننده او باعث میشد او را جدی نگرفتن سخت باشد.
she mastered the art of coquetry in her youth.
او در جوانی هنر اغواگری را آموخت.
coquetry can be a fun way to flirt.
اغواگری میتواند راهی سرگرمکننده برای flirt کردن باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید