The dog cornered the rat.
سگ موش را به گوشه راند.
They've cornered all the business.
آنها تمام کسب و کار را به دست گرفته اند.
The police finally cornered the thief.
پولیس سرانجام دزد را به گوشه راند.
The question cornered me.
سوال مرا در موقعیت سختی قرار داد.
cornered the silver market.
بازار نقره را به دست گرفت.
the man was eventually cornered by police dogs.
مرد سرانجام توسط سگهای پلیس به گوشه راند.
you cornered vanadium and made a killing.
شما وانادیوم را به دست گرفتید و سود زیادی کردید.
young boys in six-cornered hats.
پسران جوان با کلاههای شش گوشه.
the spit and hiss of a cornered cat.
خشم و غرش یک گربه گوشه گیر.
The competition has cornered the market.
رقابت بازار را به دست گرفته است.
A cornered cat becomes as fierce as a lion.
یک گربه گوشه گیر به اندازه یک شیر خشمگین می شود.
The ants have cornered the rustler and are attacking it.
مورچهها دزد را در گوشه گیر کرده و به آن حمله میکنند.
cornered the thieves and captured them.
دزدان را به گوشه راند و آنها را دستگیر کرد.
After all was said and done, our competitors had the last laugh: they cornered the market.
بعد از اینکه همه چیز گفته و انجام شد، رقبای ما آخرین خنده را کردند: آنها بازار را به دست گرفتند.
Her tail furred out, her hair rose, and she assumed the typical attitude of a cat close-cornered by a dog.
دمش پشمی شد، موهایش ایستاد و او رفتار معمول یک گربه ای که توسط سگ به گوشه رانده شده است را به خود گرفت.
By reducing prices so that the smaller shops can’t compete and are forced to close, Bestsave has effectively cornered the market.
با کاهش قیمت ها به گونه ای که مغازه های کوچکتر نمی توانند رقابت کنند و مجبور به تعطیلی می شوند، Bestsave به طور موثر بازار را به دست گرفته است.
The dog cornered the rat.
سگ موش را به گوشه راند.
They've cornered all the business.
آنها تمام کسب و کار را به دست گرفته اند.
The police finally cornered the thief.
پولیس سرانجام دزد را به گوشه راند.
The question cornered me.
سوال مرا در موقعیت سختی قرار داد.
cornered the silver market.
بازار نقره را به دست گرفت.
the man was eventually cornered by police dogs.
مرد سرانجام توسط سگهای پلیس به گوشه راند.
you cornered vanadium and made a killing.
شما وانادیوم را به دست گرفتید و سود زیادی کردید.
young boys in six-cornered hats.
پسران جوان با کلاههای شش گوشه.
the spit and hiss of a cornered cat.
خشم و غرش یک گربه گوشه گیر.
The competition has cornered the market.
رقابت بازار را به دست گرفته است.
A cornered cat becomes as fierce as a lion.
یک گربه گوشه گیر به اندازه یک شیر خشمگین می شود.
The ants have cornered the rustler and are attacking it.
مورچهها دزد را در گوشه گیر کرده و به آن حمله میکنند.
cornered the thieves and captured them.
دزدان را به گوشه راند و آنها را دستگیر کرد.
After all was said and done, our competitors had the last laugh: they cornered the market.
بعد از اینکه همه چیز گفته و انجام شد، رقبای ما آخرین خنده را کردند: آنها بازار را به دست گرفتند.
Her tail furred out, her hair rose, and she assumed the typical attitude of a cat close-cornered by a dog.
دمش پشمی شد، موهایش ایستاد و او رفتار معمول یک گربه ای که توسط سگ به گوشه رانده شده است را به خود گرفت.
By reducing prices so that the smaller shops can’t compete and are forced to close, Bestsave has effectively cornered the market.
با کاهش قیمت ها به گونه ای که مغازه های کوچکتر نمی توانند رقابت کنند و مجبور به تعطیلی می شوند، Bestsave به طور موثر بازار را به دست گرفته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید