corrupter

[ایالات متحده]/[ˈkɒrʌptə]/
[بریتانیا]/[ˈkɑːrʌptər]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که فساد می‌کند؛ کسی که چیزی را نابود یا بی‌ضرر می‌کند. چیزی که فساد می‌آورد.
v. باعث فساد شدن چیزی شدن؛ باعث نابودی یا بی‌ضرر شدن چیزی شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

corrupter files

فایل‌های فاسدکننده

corrupting data

داده‌های فاسدکننده

corrupter program

برنامه‌ی فاسدکننده

corrupter code

کد فاسدکننده

corrupter agent

وکیل فاسدکننده

corrupted system

سیستم فاسدشده

corrupted image

تصویر فاسدشده

corrupted file

فایل فاسدشده

corrupting influence

تأثیر فاسدکننده

corrupter software

نرم‌افزار فاسدکننده

جملات نمونه

the data was intentionally altered by a corrupter.

داده‌ها به طور قصدی توسط یک فاسدکننده تغییر یافت.

he was a known corrupter of evidence in the case.

او یک فاسدکننده شناخته شده‌ی شواهد در این پرونده بود.

the software included a corrupter to test recovery systems.

نرم‌افزار شامل یک فاسدکننده برای آزمایش سیستم‌های بازیابی بود.

a malicious corrupter could compromise the entire database.

یک فاسدکننده‌ی خبیث می‌توانست کل پایگاه داده را به خطر بیندازد.

the corrupter's actions had devastating consequences.

عملکرد فاسدکننده‌ی عواقب ویرانگری داشت.

we need to identify the source of the file corrupter.

باید منبع فاسدکننده‌ی فایل را شناسایی کنیم.

the system is designed to prevent data corrupter attacks.

این سیستم به گونه‌ای طراحی شده است که حملات فاسدکننده‌ی داده را جلوگیری کند.

the corrupter used a sophisticated algorithm.

فاسدکننده از یک الگوریتم پیچیده استفاده کرد.

the investigation revealed a professional data corrupter.

تحقيقات یک فاسدکننده‌ی حرفه‌ای داده را آشکار کرد.

the corrupter's motive remains a mystery.

مotive فاسدکننده هنوز یک راز است.

the security team tracked the corrupter's activity.

تیم امنیت فعالیت فاسدکننده را دنبال کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید