counterfeitly

[ایالات متحده]/ˈkaʊntəfɪtli/
[بریتانیا]/ˈkaʊntɚˌfɪtli/

ترجمه


adv. به شیوه‌ی تقلبی؛ به عنوان تقلبی که برای فریب دادن ساخته شده؛ اصیل نباشد (adj., adv.)

عبارات و ترکیب‌ها

counterfeitly made

ساختگی

counterfeitly produced

تولید شده تقلبی

counterfeitly sold

به صورت تقلبی به فروش رسید

counterfeitly labeled

برچسب‌گذاری شده تقلبی

counterfeitly obtained

به دست آمده به صورت تقلبی

counterfeitly used

به صورت تقلبی استفاده شده

counterfeitly copied

کپی شده تقلبی

counterfeitly modified

تغییر یافته تقلبی

counterfeitly signed

امضای تقلبی

counterfeitly verified

تأیید شده به صورت تقلبی

جملات نمونه

he counterfeitly signed the contract to obtain a bank loan.

او به طور جعلی قرارداد را برای دریافت وام بانکی امضا کرد.

the company was accused of counterfeitly labeling products as organic.

شرکت به خاطر برچسب‌گذاری جعلی محصولات به عنوان ارگانیک متهم شد.

they counterfeitly produced passports for illegal travel.

آنها پاسپورت‌ها را به طور جعلی برای سفر غیرقانونی تولید کردند.

the dealer counterfeitly issued certificates of authenticity for fake paintings.

معامله‌گر به طور جعلی گواهی‌های اصالت برای نقاشی‌های تقلبی صادر کرد.

she counterfeitly altered the invoice to inflate the reimbursement.

او به طور جعلی فاکتور را تغییر داد تا مبلغ بازپرداخت را افزایش دهد.

the hacker counterfeitly created email headers to impersonate the ceo.

هکر به طور جعلی هدر ایمیل ایجاد کرد تا خود را جایگزین مدیرعامل کند.

investigators found he counterfeitly stamped the documents with an official seal.

محققان دریافتند که او اسناد را به طور جعلی با مهر رسمی مهر کرده است.

the vendor counterfeitly packaged the medicine to resemble a trusted brand.

فروشنده دارو را به طور جعلی بسته‌بندی کرد تا شبیه یک برند معتبر باشد.

they counterfeitly reported test results to meet regulatory standards.

آنها به طور جعلی نتایج آزمایش را گزارش کردند تا استانداردهای نظارتی را برآورده کنند.

the applicant counterfeitly submitted academic transcripts to secure admission.

متقاضی به طور جعلی ریزنمرات تحصیلی را برای تضمین پذیرش ارائه کرد.

the accountant counterfeitly recorded expenses to hide embezzlement.

محاسب به طور جعلی هزینه‌ها را ثبت کرد تا اختلاس را پنهان کند.

the scammer counterfeitly used a police badge to intimidate witnesses.

کلاهبردار به طور جعلی از نشان پلیس برای ارعاب شاهدان استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید