counteroffers

[ایالات متحده]/ˈkaʊntəˌɒfə/
[بریتانیا]/ˈkaʊntərˌɔfər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پاسخی به یک پیشنهاد که در آن شرایط تغییر کرده است

عبارات و ترکیب‌ها

make a counteroffer

ارائه پیشنهاد متقابل

accept the counteroffer

پذیرش پیشنهاد متقابل

reject the counteroffer

رد پیشنهاد متقابل

submit a counteroffer

ارائه یک پیشنهاد متقابل

evaluate the counteroffer

ارزیابی پیشنهاد متقابل

counteroffer terms

شرایط پیشنهاد متقابل

counteroffer response

پاسخ به پیشنهاد متقابل

counteroffer negotiation

مذاکره پیشنهاد متقابل

counteroffer strategy

استراتژی پیشنهاد متقابل

final counteroffer

پیشنهاد متقابل نهایی

جملات نمونه

the seller made a counteroffer after reviewing the initial bid.

فروشنده پس از بررسی پیشنهاد اولیه، یک پیشنهاد متقابل ارائه داد.

she was pleased with the counteroffer from the company.

او از پیشنهاد متقابل شرکت خوشحال بود.

after some negotiation, he decided to accept the counteroffer.

پس از مذاکره ای، او تصمیم گرفت پیشنهاد متقابل را بپذیرد.

the counteroffer included additional benefits for the employee.

پیشنهاد متقابل شامل مزایای اضافی برای کارمند بود.

they submitted a counteroffer to improve the terms of the contract.

آنها یک پیشنهاد متقابل برای بهبود شرایط قرارداد ارائه کردند.

the counteroffer was higher than the original proposal.

پیشنهاد متقابل بالاتر از پیشنهاد اصلی بود.

it's common to receive a counteroffer during salary negotiations.

دریافت پیشنهاد متقابل در طول مذاکرات حقوق و دستمزد رایج است.

he was surprised by the counteroffer from the buyer.

او از پیشنهاد متقابل خریدار متعجب بود.

after the counteroffer, both parties felt more optimistic.

پس از پیشنهاد متقابل، هر دو طرف احساس خوش بینی بیشتری کردند.

the counteroffer helped to close the deal quickly.

پیشنهاد متقابل به بستن قرارداد به سرعت کمک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید