countertop

[ایالات متحده]/ˈkaʊntəˌtɒp/
[بریتانیا]/ˈkaʊntərˌtɑːp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.(آشپزخانه) سطح کار
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

kitchen countertop

سطح کابینت آشپزخانه

countertop surface

سطح پیشخوان

granite countertop

سطح کابینت گرانیتی

countertop material

جنس پیشخوان

countertop installation

نصب پیشخوان

countertop design

طراحی پیشخوان

countertop height

ارتفاع پیشخوان

countertop repair

تعمیر پیشخوان

countertop finish

پوشش پیشخوان

countertop edge

لبه پیشخوان

جملات نمونه

the countertop in the kitchen is made of granite.

سطح کابینت در آشپزخانه از گرانیت ساخته شده است.

she placed the fruit bowl on the countertop.

او کاسه میوه را روی سطح کابینت قرار داد.

we need to clean the countertop after cooking.

ما باید بعد از آشپزی سطح کابینت را تمیز کنیم.

the countertop is too small for all my appliances.

سطح کابینت برای همه لوازم خانگی من خیلی کوچک است.

he installed a new countertop in his bathroom.

او یک سطح کابینت جدید در حمام خود نصب کرد.

they chose a modern design for their kitchen countertop.

آنها برای سطح کابینت آشپزخانه خود یک طراحی مدرن انتخاب کردند.

the countertop has a beautiful marble finish.

سطح کابینت دارای یک روکش مرمر زیبا است.

she always keeps the countertop organized and tidy.

او همیشه سطح کابینت را مرتب و منظم نگه می دارد.

it's important to use cutting boards on the countertop.

استفاده از تخته برش روی سطح کابینت مهم است.

he spilled coffee on the countertop this morning.

او صبح قهوه روی سطح کابینت ریخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید